تبليغاتX
محمد فایق مجیدی دهگلان

محمد فایق مجیدی دهگلان

علمی -ادبی آموزشی

مصاحبه با خدا

 

THE INTERVIEW WITH GOD

مصاحبه با خدا


 

I dreamed I had an interview with God.

در رويا ديدم که با خدا حرف ميزنم

 So you would like to interview me? God asked.

او از من پرسيد :آيا مايلي از من چيزي بپرسي؟

If you have the time? I said.

گفتم ....اگر وقت داشته باشيد....

God smiled. ? My time is eternity.

لبخندي زد و گفت: زمان براي من تا بي نهايت ادامه دارد

What questions do you have in mind for me?

چه پرسشي در ذهن تو براي من هست؟

What surprises you most about humankind?

پرسيدم: چه چيزي در رفتار انسان ها هست که شما را شگفت زده  مي کند؟

God answered...

پاسخ داد:

That they get bored with childhood,

آدم ها از بچه بودن خسته مي شوند ...

they rush to grow up, and then

عجله دارند بزرگ شوند و سپس.....

Long to be children again.

آرزو دارند دوباره به دوران کودکي باز گردند

That they lose their health to make money...

سلامتي خود را در راه کسب ثروت از دست مي دهند

and then lose their money to restore their health.

و سپس ثروت خود را در راه کسب سلامتي دوباره از صرف مي کنند....

 That by thinking anxiously about the future,

چنان با هيجان به آينده فکر مي کنند.

They forget the present,

که از حال غافل مي شوند

Such that they live in neither the present nor the future.

به طوري که نه در حال زندگي مي کنند نه در آينده 

 "That they live as if they will never die,

آن ها طوري زندگي مي کنند.،انگار هيچ وقت نمي ميرند

and die as though they had never lived.

و جوري مي ميرند ....انگار هيچ وقت زنده نبودند 

we were silent for a while.

ما براي لحظاتي سکوت کرديم

 

And then I asked.

سپس من پرسيدم..

As a parent, what are some of life's lessons you want your children to learn

مانند يک پدر کدام درس زندگي را مايل هستي که فرزندانت بياموزند؟ 

To learn they cannot make anyone love them.

پاسخ داد:ياد بگيرند که نميتوانند ديگران را مجبور کنند که دوستشان داشته باشند

 All they can do

ولي مي توانند

is let themselves be loved.

طوري رفتار کنند که مورد عشق و علاقه ديگران باشند

To learn that it is not good to compare themselves to others.

ياد بگيرند که خود را با ديگران مقايسه نکنند

To learn to forgive by practicing forgiveness.

ياد بگيرند ...ديگران را ببخشند با عادت کردن به بخشندگي

To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they love,

داريد ايجاد کنيد  ياد بگيرند تنها چند ثانيه طول مي کشد تا زخمي در قلب کسي که دوستش

and it can take many years to heal them.

ولي سال ها طول مي کشد تا آن جراحت را التيام بخشيد

 To learn that a rich person

 ياد بگيرند يک انسان ثروتمند کسي نيست که دارايي زيادي دارد

is not one who has the most,but is one who needs the least

بلکه کسي هست که کمترين نيازوخواسته را دارد

 To learn that there are people who love them dearly,

ياد بگيرند کساني هستند که آن ها را از صميم قلب دوست دارند

but simply have not yet learned  how to express or show their feelings.

ولي نميدانند چگونه احساس خود را بروز دهند

To learn that two people can

ياد بگيرند وبدانند ..دونفر مي توانند  به يک چيز نگاه کنند

look at the same thing and see it differently?

ولي برداشت آن ها متفاوت باشد 

To learn that it is not enough that they

ياد بگيرند کافي نيست که تنها ديگران را ببخشند

forgive one another, but they must also forgive themselves.

بلکه انسان ها بايد قادر به بخشش و عفو خود نيز باشند

"Thank you for your time," I said

سپس من از خدا تشکر کردم و گفتم

"Is there anything else you would like your children to know"

آيا چيز ديگري هم وجود دارد  که مايل باشي فرزندانت بدانند؟

  God smiled and said, Just know that I am here... always. 

خداوند لبخندي زد و پاسخ داد: فقط اين که بدانند من اين جا و با آن ها هستم..........براي هميشه

 

منبع : http://www.english-training.myblog.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 14:24  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

((یادداشتی بریاداشت شاگرد تنبل های موفق))

                         

 

اگردرست باشد که: (بتهوون موسیقی دان برجسته جهان،ولون رابه طرز نادرست می نواخت وبه جای اصلاح تکنیک خود ترجیح می داد که به آهنگ سازی بپردازد واستادش اورا یک نوازنده ناشی می نامید)

اگر درست باشد که :((والت دیسنیدر جوانی به کاردر روزنامه ای مشغول بود اما اورابه خاطر نداشتن فکر واندیشه درست اخراج کرده بودند ووالت دیسنی قبل ازساختن دیزنی لند چندین بارورشکست شده بود))

اگر درست باشد که :))آموزگاران توماس ادیسون،مخترع برق ،منعقد بودند ،اوبه قدریکودن است که قادربه یادگیری نیست .به همین دلیل در12سالگی ازمدرسه اخراج گردد.))

اگردرست باشد که)):اسحاق نیوتون درمدسه ابتدایی شاگرد بسیار ضعیفی بوده است))

اگردرست باشد که:((لئوتولستری ،نویسنده رمان مشهور ((جنگ ووصلح)) درامتحانات دانشگاه مردود شده واستادان ؛اورا ناتوان دریادگیری  توصیف کرده بودند))

اگر درست باشد که:((وینستون چرچیل درکلاس ششم مردود شد وپس از بارها شکست ،زمانی به نخست وزیری انگلستان رسید که 62سال داشت))

 

اگر درست باشد که:((والدین انریکوکاروسو،خواننده مشهوراپرا ازاو می خواستند که مهندس شود واستاد آواز اعتقاد داشت ،او اصلا صدای خوبی ندارد وخواننده خوبی نمی شود))

 

اگر درست باشد که:((زمانی که پیترجی دانیل در کلاس چهارم درس می خواند،معلمش- خانم فیلیپس مدامبه اومی گفت پیتر توبدترین شاگرد من هستی تویک سیب زمینی بی خاصیتی هستی که هرگزبه جایی نخواهی رسید ،می گویند پیتر تا سن 26 سالگس کاملا بی سواد ماند وبعد دوباره بهتحصیل ادامه داد. اوحالا مالک کل خیابانی است  که زمانی در آنجا بود که آخرین کتاب خود به نام خانم ((فیلیپیس شما اشتباه می کردید را به چاپ رساند

 اگر درست باشد که:(( پدررودین مجسمه ساز معروف درمورد اوگفته بودمنبه جای یک پسر ،یک احمق دارم ،رودین بدترین شاگرد مدرسه شناخته شده بود وم اگر درست باشد که:(( درسه هنرهای زیبا نیزسه بار ازثبت نام وی اجتناب کرده بود))

 

اگر درست باشد که:((آبراهام لینکلن اییس حمهور محبوب آمریکا سوادخواندن ونوشتن رابه تنهایی ازرویکتابها یاد گرفت چون خانوادهاش اورا به مدرسه نمی فرستادند وی پس ازبارها شکست بالاخره به کاخ سفید رفت))

 

 

اگر درست باشد که:((انیشتین دانشمند بزرگ فیزیک جهان تا4سالگی حرف نزد ودرهنگام ورود به دانشگاه جینر دانشگاه ازپذ یرفتن اوخوداری کردند ))

اگرموارد فوق درست باشد بایدبه همه نظام های آموزشهای رسمی درهمه جای دنیا شک کرد

 

اگرموارد فوق درست باشدباید گفت مدرسه کاشف خلاقیت نیست بلکه کشنده ومهلک خلاقیت است.

 

اگرموارد فوق درست باشدباید گفت مدرسه نبوغ را نمی شناسد وتن به اخراج نوابغ می دهد وگاه ای نوابغ ادیسون نمی شود ودر جهت منفی حرکت میکند .

 

اگرموارد فوق درست باشد باید باید به خیلی چیزها شک کردو اگرموارد فوق درست باشد باید سخن ایوان ایلیچ را باور کرد

اگر موارد فوق درست باشد به خیلی چیز ها باید شک کرد وبه خیلی چیزها باید ایمان آورد 0000

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 12:7  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

علم و روش های علمی – ((علی دلاور ))76

 

 به سبک گزین گویه

 

1-علم ازآن نقطه وآن زمان آغاز شد که بشر به فکر حل مسائل مختلف زندگی افتاد

2- تاریخ تولد علم مصادف با تاریخ تولد بشر است

3- افراد متخصص برای فعالیت های خود طرح وبرنامه ریزی می کنند

4-منا بع فراوانی نظیر :تجربه اظهار نظر صاحب نظران وعرف وسنت وجوددارد

5-اطلاعات ناشی از دانش سازمان یافته ،علمی است که می توانند با ارزش ترین امکانات را درباره تصمیم گیر ،فراهم سا زند

6- منابعی که بشر ،در طول تاریخ ،با استفاده از آنها مشکلات خود را حل کرده است عبارت از : تجربه ،صاحب نظران ،استدلال ،قیاسی،استدلال استقرایی ،روش علمی ،همه مکمل هم اند

7- شاید بتوان گفت که ریشه ابتدایی ترین و درعین حال اساسی ترین راه حل مسائل در تجربه های شخصی نهفته است

8- تجربه یکی از منابعی است که همگان با آن آشنا هستند و در عمل از آن استفاده می کنند

9-قسمت اعظم معرفتی که ازنسلی به نسلی دیگر انتقال یافته است ،حاصل تجربه بشر است

10-در شرایطی که انسان درحل مساله ای تجربه شخصی ندارد راه حل طبیعی آن است که با فردی که با افراد ی که  با فردی که این تجربه را دارد مشورت کند

11- توانایی یادگیر از طریق تجربه یکی از ویژگی های عمد ه رفتار هوشمندانه بشر است

12-تجربه علی رغم تمام مزایایی که به عنوان یک منبع اطلاعاتی دارد ،از یک نقص کلی و عمده به نام محدودیت برخوردار است

13- میزان و شدت تاثیریک حادثه دریک شخص به ویژگی های شخصیتی و فیزیولوژیکی او بستگی دارد

14- دو نفرانسان از یک موقعیت واحد تجربه های متفاوتی کسب می کنند

15- در قرون وسطی ،زمانی که نظر دانشمندانی نظیرافلاطون وارسطو وروسای کلیسا ها بر هر چیزی حتی مشاهد های مستقیم اوارجحیت داشته استفاده از نظر صاحب نظران به کار برده شده است

16- گرچه نظر صاحب نظران ،بر منابع اطلاعاتی معتبر استوار است اما هیچگاه نباید از این پرسش که اطلاعات این افراد چگونه حاصل شده غفلت ورزید

17- بصیر ترین صاحب نظر قادر نیست واقعیات را کامل وتمام بداند

18-تازمانی که مردم فکر می کردند ارسطو به تمام سوالات جهان پاسخ داده است ،نیازی برای پیدا کردن پاسخ سوالات مطرح شده احساس نمی شد

19- ازآنجا که مردم فکر می کردند او حقیقت نهایی او کشف کرده است ،کلیه تلاش ها تا زمان رنسانس درجهت کامل کردن پاسخ ها وروشهای استدلالی او بود

20- فرد نمی تواندهمه چیز را شخصا تجربه کند وناگزیراست که از اکتشاف دیگران استفاد کند

21-اولین قدم مثبت در کشف ودستبا بی به واقعیت توسط فلاسفه قدیم یونان برداشته شد ارسطو وپیروانش استدلال قیاسی رابه کاربرده اند  که می توان آن را فرایند تفکر دانست

22- استدلال قیاسی یعنی این که انسان با عنایت به کلیات به جزئیات پی می برد

23-قیاس از نظر یه ها موجب تدوین فرضیه ها که نقش حیاتی را در پژوهش های علمی دارند ،می شود

24- نتایج که از طریق استدلال قیاسی حاصل می شود ،در صورتی صحیح است که مقدمه ها درست باشد

25-در قرون وسطی غالبا عقاید جایگزین واقعیتها می شد

26- فرانسیس بیکن اولین کسی بود که شیوه  جدیدی برای درک عمیقتر واقعیت پیشنهاد کرد

او معقتقد بود که انسان نباید بدون طرح چرا فرضیه ای راکه صاحب نظران دیکته کردنده ،بپذپرد  

27-بیکن عقیده داشت که پژوهشگران باید براساس واقعیتهایی که از طریق مشاهده مستقیم به دست می آید به نتیجه گیری کلی بپردازند

 

28- بیکن توصیه می کند برای رسیدن به حقایق باید مستقیما در طبیعت به مشاهده پرداخت وتعصب ها وعقاید را که او خدایان دروغین نامید ه است .رها کرد

29- به نظر بیکن کسب اطلاعات ،مستلزم مشاهده طبیعت وجمع آوری جزئیات ودست یافتن به نتیجه کلی است

30- در اوایل قرن هفدهم ،فرانسیس بیکن علیه آنچه اورا تمایل فلاسفه برتوافق در یک نتیجه گیری وسپس جستجو برای یافتن حقایق برای تایید آن نامید ،قد علم کرد

31-بیکن عمیقا باور داشت که منطق هیچ گاه برای کشف حقیقت کافی نیست ؛زیرا ظرافت های طبیعت به مراتب بیشتر ازظرافت های بحث واستدلال است

32-بیکن عقیده داشت منطق با یک سلسله پیشداوریها شروع می شود وبه همین دلیل ،نتیجه گیریها ی آن جهت داراست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 12:6  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

خدارا شکر که عملایم خوب است

 

کتاب (شیوه های خلاق آموزش انشاء) به قلم سید حسین حسینی نژادمطلبی آمده به عنوان از( شانزده یکی ) که از نویسنده ای به نام شلی سیلورستاین می باشد

من گمان می برم این حکایت نظام آموزشی ماست واکثردانش آموزان ما فقط ((عملایشان الی)) است:

تاریخم خوب نیست

از علوم سردرنمی آورم

موسیقی پیچیده است

با انگلیسی هم میانه ای ندارم

با ریاضی دشمن خونینم

اقتصاد عذاب است

ورزش نیروی زیاد می برد

قرائت کار سختی است

جغرافیا گیجم می کند

علوم اجتماعی ،حرفش رانزن

شیمی کلافه ام می کند

از زیست شناسی حالم بد می شود   

ستاره شناسی دور از دسترس است

گیاه شناسی بوی علف می دهد

حتی هنرهم برایم سخت است

اما خوب جای شکرش باقی است

که (عملایم الی )است

مطلبی دیگراز همین کتاب برایم جالب بود وآن هم انشای دانش آموزی بود آفریقایی از کتاب (در آفریقا همیشه مرداداست) وقتی بزرگ شدی دوست داری چه کاره شوی ؟

من ،کاری را که می خواهم کرد ،وقتی بزرگ شدم یک کار نیست ،خیلیه .می خواهم جوشکار شوم ،حلبی ساز دست فروش .پدرم هم همه این کارها را می کند ، به این خاطر من هم می خواهم این کارها را بکنم

اما دقیقا نمی دانم چه شغلی را پیش می گیرم ،وقتی بزرگ شدم بعضی وقت ها ،وقتی پدرم پول درست وحسابی گیرش می آمد

می خواهم این کارها را بکنم

اما وقت های دیگر که به در ودیوار فحش می دهد چون یک لیر هم کاسب نیست آن وقت نمی خواهم این کارها را بکنم

وقتی (جیوانی ) عصبانی ام می کند دلم می خواهد جلاد شوم حتما جلاد خوبی می شوم 0

شغل دیگری که از آن خوشم می آید ،گارسونی است گارسون خوشبخت است ،من میبینم که خوشبخت است ،گارسونی روبروی خانه ما زندگی می کند وهمیشه سوت می زند

مادرم می گوید مهم نیست وقتی بزرگ شدم چه کاره شوم فقط باید اول درسم را بخوانم

چون اگر دست کم دبستان را تمام نکنم حتی به عنوان رفتگر هم استخدام نخواهند کرد

 

چون حتی سوال کردم از رفتگری که توی کوچه ماست که چه مدرسه ای رفته است واو درجواب داد ((فضولیش به تونیامده بی ادب))

برایم مهم نیست وقتی بزرگ شدم چه شغلی خواهم داشت  اصل قضیه این که پول در بیاد ،پدرم می گوید بدون اسکن هیچ کاری نمی شود کرد  در زندگی و وقتی که این را می گوید خودش خودش را توی آیینه با همچون قیافه ای نگاه می کند که معلوم است دلش می خواهد توی صورت خودش تف کند وبعد دلم برایش می سوزد)

از همین کتاب مطلبی دیگر از اندرومتیوس با عنوان فرصت طلایی آمده است که بسیار جالب است :

آنچه انسان را به شوق می آورد آستین بالا زدن وعمل کردن است  ونه نشستن واندیشیدن

اکثر آدمها هر چیزیرا وارونه یاد می گیریم

ما آموخته ایم که :

((اگر کارت را دوست ندارعوضش کن

اگر همسرت را دوست نداری عوضش کن ))

البته بعضی وقتها هم چاره ای جز این نیست

اما اگر به موازات این تغییر خود را نیز تغییر ندهیم

بدون تردید شاهد تکرار ماجرای مشابه خواهیم بود

......به هرچه بیندیشید وسعتش می دهید

پس به آنچه دلخواه شماست بیندیشید

مابرای یادگیری به دنیا آمده ایم

وجهان معلم ماست

وقتی در درسی مردود می شویم باید دوباره ثبت نام کنیم

ودوباره

تا درس را نیاموزیم به کلاس بالاتر نمیرویم ودرسهای دنیا را پایانی نیست

ماموریت تودر زندگی تغییردادن جهان نیست

تومامور تغییر خویشتنی

وتمام راه حل ها در درون توست

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 14:12  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

دل ميرود زدستم صاحبدلان خدا را

خيلي ها شهر حافظ را پارودي كرده اند  اين هم شعري از يكي از شاعران كرد  ملا حسن دزلي كه شعر:(( دل ميرود زدستم صاحبدلان خدا را ))به صورتي زيبا تغيير داده است

دل ميرود زدستم صاحب دلان خدارا

دردا كه حب پنهان خواهد شد آشكارا

باد صبا دخيلك از حد گذشت شوقم

بهر عزيمت شهر آخيز كن زجارا       

پرواز كن به افلاك تاميرسي به سماك

يك چرخه زن بمثل طياره برهوارا

برفرق سه عنصر اهليليجي معاصر     

غوغا بعالم افكن تخرق كن هوا را

از عاشقان گذر كن در آويدر نظر كن

بنگر به آن نواحي وآن شهر دل ربا را           

بگشاي چشم عرفان درجستجوي ياران

در ياب آستان عبد العظيم مارا          

آن اعظم ائمه وآن علم را تتمه

در عرصه فتاوا اسلام پيشوارا

آرده (به رو)است نانم (گزگل)خورشت وخوانم                    

بر سفره ام نباشد جز نا ن و(دوخه وا) ر

اني بعيد ولحم محتاج گوشت گيسك

يا ليت ولمه گوشتي يستبرژو لمارا

اني اك هراسان من ويزه ويز ميش

خرنگز وكيچ ضب وسوسمارا

و مالنامواش الاجا جات

كل ذوات پوپ ثتتان ئه و چوارا

باروكه صغييرا ديك له صياح

لما يتس عليها سرا ولا جهارا

الا نباتي كاهو ارواحونا فداهو  

نحن لا نريدي ما هناك كوهسارا        

بس باشد اين خرافات كوتاه كن اين مقالات

آنبه كه ختم ارم اين نامه بر دعارا     

           

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 23:18  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

من از عقرب نمی ترسم ولی از نیشش می ترسم

من از عقرب نمی ترسم ولی از نیشش می ترسم

   ندارم شکوه از بیگانگان از خویش می ترسم

ندارم وحشتی از شیر وببر و حمله گرگان

  از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم

مرا با جوفروشان سربازار کاری نیست

  من از گندم نمایان ارادت کیش می ترسم

ندارم وحشت از جنگ ونفاق وقتل وخونریزی

  من از این آتش افروزان صلح اندیش می ترسم

به شیخی گفت کسی, از چه می تر سی زمی ؟ گفتا

 ز می خوردن ندارم بیم از مستیش می ترسم

مرا باخانقاه وخرقه وکشکول کاری نیست

  من از اعمال زشت خلق نادرویش می ترسم

چه خوش گفت این سخن مردسخن سنجی که می گوید

   مرا ازمرگ باکی نیست ازسختیش می ترسم

من ژولیده را نبود هراسی از سخن گفتن

   ولیکن از زبان خویش بیش از پیش می ترسم

                                                                   (( ژولیده ))

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 23:17  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

دست ازطلب ندارم تا کام من بـرآیــد

  دست ازطلب  ندارم  تا کام  من  بـرآیــد 

  یا تن رسد بجانان یاجان زتن برآید

   بـگشای تربتم را بعـداز  وفـات   بنـگـر                

   کز آتش درونـم دود از کفن  برآیـد

   بنمای رخ که  خلقی واله  شوندوحیران            

      بگشای لب که فریادازمردوزن برآید

   جان برلبست وحسرت دردل که ازلبانش           

       نگرفته هیـچ کامی جان ازبـدن براید

   ازحـسرت   دهـانش  آیـد   بتنگ   جـانـم        

       خودکام تنگدستان کی زان دهن براید

   گـویند ذکـر خیرش در خیل عشـق بـازان           

  هرجا  کـه  نـام  حافظ در انجمن  برآیـد

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 23:16  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

کوچه

کوچه

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم ، گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید:
یادم آمد که : شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من، همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا ، گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید: تو به من گفتی :
"
از این عشق حذر کن!
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آئینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چند از این شهر سفر کن"

با تو گفتم : "حذر از عشق؟ ندانم
سفر از پیش تو ، هرگز نتوانم
نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم"

باز گفتم که:" تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم ، نتوانم"

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت ....
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آمد که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم ...
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

فریدون مشیری

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 23:15  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

عجب صبري خدا دارد

 

 

اگر من جاي او بودم ،

همان يك لحظه اول

كه اول ظلم را مي ديدم از مخلوق بي وجدان

جهان را با همه زيبايي وزشتي

به روي يك دگر ويرانه مي كردم

عجب صبري  خدا دارد

اگر من جاي او بودم

كه در همسايه ي صدها گرسنه ،چند بزمي گرم عيش و نوش مي ديدم

نخستين نعره مستانه را خاموش آن دم

بر لب پيمانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد 

اگر من جاي او بودم

كه مي ديدم يكي عريان ولرزان ديگري پوشيده از صد جامه رنگين

زمين واسمان را

واژگون مستانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي اوبودم

نه طاعت مي پذيرفتم

نه گوش از بهر استغفار اين بيداد گر ها تيز كرده

پاره پاره در كف زاهد نمايان

سبحيه صد دانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

براي خاطر تنها يكي مجنون صحرا گرد بي سامان

هزاران ليلي ناز افرين را كو به كو آواره و ديوانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان

سراپاي وجود بي وفا معشوق را

پروانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

به عرش كبريايي با همه صبر خدايي 

تاكه مي ديدم عزيز نا بجايي ناز بر يك ناروا گرديده خواري مي فروشد

گردش اين چرخ را وارونه مي كردم

عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

كه مي ديدم مشوش عارف و عامي ز برق فتنه ي اين عالم علم سوز مردم كش

به جز انديشه ي عشق وفا معدوم هر فكري

در اين دنياي پر افسانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد

چرا من جاي او باشم

همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته وتاب تماشاي تمام زشتكاريهاي اين مخلوق را دارد

وگر نه من به جاي او چو بودم

 يك نفس كي عادلانه سازشي

با جاهل و فرزانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد

عجب صبري خدا دارد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 23:14  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

همه ي دغدغه ام اين است كه آخرين شعرم چيزي باشد كه به همه زندگي ام بيرزد

 

 همه ي دغدغه ام اين است كه آخرين شعرم چيزي باشد كه به همه زندگي ام بيرزد

 *      u    چيزي باشد مثل آخرين كمان كشي آرش و به عقيده ي فرنگي ها مثل آخرين آواز قو

u    مي گويند قو به دريا مي زند و پس ازخواندن زيباترين آواز ش مي ميرد

u    وقتي تكليفت را بامرگ روشن كردي ديگر دروغي براي گفتن نمي ماند

u     من همان گونه  زيسته ام كه كه سروده ام       شاملو

u    شنيدم، که چون قوي زيبا بميرد

u    فريبنده زاد و فريبا بميرد

u    شب مرگ، تنها، نشيند به موجي

u    رود گوشه اي، دور و تنها بميرد

u    در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

u    که خود در ميان، غزلها بميرد

u    گروهي بر آنند، کاين مرغ شيدا

u    کجا عاشقي کرد آنجا بميرد

u    در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

u    که خود در ميان، غزلها بميرد

u    گروهي بر آنند، کاين مرغ شيدا

u    کجا عاشقي کرد آنجا بميرد

u    شب مرگ از ترس آنجا شتابد

u    که از مرگ غافل شود تا بميرد

u    گرفتم من اين نکته، باور نکردم

u    نديدم که قويي، به صحرا بميرد

u    چو روزي ز آغوش دريا بر آمد

u    شبي هم در آغوش دريا بميرد

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 23:14  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

به نام خدا

به نام خدا

تاملی برمقاله دکتر حامد قادرمرزی با عنوان حس مکان واحساس تعلق به آن به سبک گزین گویه :

1-         امروزه ما درجهانی زندگی می کنیم که انسانها در کلینیکها به دنیا می آیند ودر بیمارستان ها می میرند

2-         در دنیای امروز موقعیت های تفننی و غیر انسانی دائما در حال افزایش است

3-         در جهان امروز نقاط گذار واشتغال های موقت در شبکه متراکمی از وسایل ارتباطی متنوع ومتعدد ودر فضاهایی متفاوت ومتضادتوسعه می یابند

4-         در این جهان انسانهایی که دائم در حال جابجایی از مکانی به مکانی دیگر ند وشاید آنقدر جابجا می شوند ومکان های متعدد را تجربه می کنند که احساس لامکانی می کنند

5-         حس مکان واحساس تعلق به مکان از موضوعات مورد بحث علوم مختلف از جمله معماری جغرافیا ی انسانی ،برنامه ریزی شهری،برنامه ریزیروستایی ،جامعه شناسی وبالاخص قوم شناسی سیاسی است

6-         واژه حس مکان در اصطلاح حس مکان بیشتر به مفهوم عاطفه ،محبت،قضاوت وتجربه کلی مکان یا توانایی آن در ایجادحس خاص یا تعلق در افراداست

7-         از دیدگاه روان شناسی محیطی انسانها به تجربه حسی،عاطفی ومعنوی خاص نسبت به زندگی نیاز دارند

8-         از دیدگاه پدیدار شناسان حس مکان به معنای مرتبط شدن با مکان به واسطه درک نماد ها وفعالیت های روزمره است

9-         ارزش های فردی وجمعی برچگونگی حس مکان تاثیر می گذارندوحس مکان نیز برارزش ها ،نگرش ها و به ویژه رفتارفردی واجتماعی افراددرمکان تاثیر می گذارد

10-     افرادمعمولا در فعالیت های اجتماعی با توجه به چگونگی حس مکانشان شرکت می کنند

11-     حس مکان عاملی برای احساس امنیت،لذت وادراک عاطفی افراد نیز می باشد وبه هویت مندی افراد واحساس تعلق آنها به مکان کمک می کند

12-     حس مکان انگیزه ماندگاری افراد را در یک محیط خاص تقویت یا افزایش می دهد

13-     تعلق مکانی به این معنا ست که مردم خود را به واسطه مکانی که در آن به دنیا آمده ورشد کرده اند تعریف می کنند

14-     احساس تعلق ودلبستگی به مکان سطح بالاتری از حس مکان است که در هر موقعیت به منظور بهرمندی وتداوم حضور انسان در مکان نقش تعیین کننده ای می یابد

15-     000 می توان گفت که مکان ها هویت ساز نسبی هستند

16-     هفت سطح حس مکان عبارت اند از:

17-     بی تفاوتی نسبت به مکان

18-     آگاهی از قرارگیری در یک مکان

19-     تعلق به مکان

20-     دلبستگی به مکان

21-     یکی شدن با اهداف مکان

22-     حضوردرمکان

23-     فداکاری برای مکان

24-      (........وهمه درانبوهیم لیک درزورقمان تنهای است حلقه ای نیست به آن می آویزیم )

به انتخاب محمد فایق مجیدی دهگلان

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 10:29  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

آسان گیر برخود کارها

                   

در کلاس درس این نسخه حافظ را از یاد برای دانش آموزان می پیچیدم وهنوزهم براین باورم که نسخه عالی ای بوده اگر باور نکنیدخودتان شعر رابخوانید وروی بیت دوم آن تفکر کنید

 

دوش بامن گفت پنهان کاردانی تیز هوش

وزشما پنهان نشاید کرد سرمی فروش

گفت آسان گیر برخود کارهاکز روی طبع

سخت می گیردجهان برمردمان سخت کوش

وآن گهم دردادجامی کز فروعش برفلک

زهره در رقص آمدوبربط زنان می گفت نوش

با دل خونین لب خندان بیاور همچوجام

نی گرت زخمی رسد آئی چوچنگ اندر خروش

تانگردی آشنا ،زین پرده رمزی نشوی

گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

گفتمت چون در حدیثی ،گرتوانی داشت هوش

درحریم عشق نتوان زد دم از گفت وشنید

زان که آنجا جمله اعضا چشم باید بودوگوش

بربساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست

یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش

ساقیا می ده که رندیهای حافظ فهم کرد

آصف صاحب قرآن جرم بخش عیب پوش

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 10:28  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

تاملی برمقاله دکتر حامد قادرمرزی

به نام خدا

تاملی برمقاله دکتر حامد قادرمرزی با عنوان حس مکان واحساس تعلق به آن به سبک گزین گویه :

1-         امروزه ما درجهانی زندگی می کنیم که انسانها در کلینیکها به دنیا می آیند ودر بیمارستان ها می میرند

2-         در دنیای امروز موقعیت های تفننی و غیر انسانی دائما در حال افزایش است

3-         در جهان امروز نقاط گذار واشتغال های موقت در شبکه متراکمی از وسایل ارتباطی متنوع ومتعدد ودر فضاهایی متفاوت ومتضادتوسعه می یابند

4-         در این جهان انسانهایی که دائم در حال جابجایی از مکانی به مکانی دیگر ند وشاید آنقدر جابجا می شوند ومکان های متعدد را تجربه می کنند که احساس لامکانی می کنند

5-         حس مکان واحساس تعلق به مکان از موضوعات مورد بحث علوم مختلف از جمله معماری جغرافیا ی انسانی ،برنامه ریزی شهری،برنامه ریزیروستایی ،جامعه شناسی وبالاخص قوم شناسی سیاسی است

6-         واژه حس مکان در اصطلاح حس مکان بیشتر به مفهوم عاطفه ،محبت،قضاوت وتجربه کلی مکان یا توانایی آن در ایجادحس خاص یا تعلق در افراداست

7-         از دیدگاه روان شناسی محیطی انسانها به تجربه حسی،عاطفی ومعنوی خاص نسبت به زندگی نیاز دارند

8-         از دیدگاه پدیدار شناسان حس مکان به معنای مرتبط شدن با مکان به واسطه درک نماد ها وفعالیت های روزمره است

9-         ارزش های فردی وجمعی برچگونگی حس مکان تاثیر می گذارندوحس مکان نیز برارزش ها ،نگرش ها و به ویژه رفتارفردی واجتماعی افراددرمکان تاثیر می گذارد

10-     افرادمعمولا در فعالیت های اجتماعی با توجه به چگونگی حس مکانشان شرکت می کنند

11-     حس مکان عاملی برای احساس امنیت،لذت وادراک عاطفی افراد نیز می باشد وبه هویت مندی افراد واحساس تعلق آنها به مکان کمک می کند

12-     حس مکان انگیزه ماندگاری افراد را در یک محیط خاص تقویت یا افزایش می دهد

13-     تعلق مکانی به این معنا ست که مردم خود را به واسطه مکانی که در آن به دنیا آمده ورشد کرده اند تعریف می کنند

14-     احساس تعلق ودلبستگی به مکان سطح بالاتری از حس مکان است که در هر موقعیت به منظور بهرمندی وتداوم حضور انسان در مکان نقش تعیین کننده ای می یابد

15-     000 می توان گفت که مکان ها هویت ساز نسبی هستند

16-     هفت سطح حس مکان عبارت اند از:

17-     بی تفاوتی نسبت به مکان

18-     آگاهی از قرارگیری در یک مکان

19-     تعلق به مکان

20-     دلبستگی به مکان

21-     یکی شدن با اهداف مکان

22-     حضوردرمکان

23-     فداکاری برای مکان

24-      (........وهمه درانبوهیم لیک درزورقمان تنهای است حلقه ای نیست به آن می آویزیم )

به انتخاب محمد فایق مجیدی دهگلان

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 9:39  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

به آموزش بدبين نيستم 00000

 

در جايي خواندم كه بر سر در يكي  از دانشگاههاي آ مريكا نو شته شده است : ((تو قف در آموزش توقف در زندگي است و توقف در پژوهش توقف در آموزش و زندگي است))

كم كم داشتم با تمام وجود   اين شعار زيبا باور مي كردم كه چنين شعاري را بايد با آب طلا نوشت و بر سر در تمام آموزشگاهها نصب كرد تا هميشه جلو ديدگان صاحبان خرد و جويندگان علم باشد

اما در جايي ديگر نامه اي را از زبان دانش آموزي به معلمش خواندم كه بسيار جاي تامل داشت و من را بر آن داشت كه تجديد نظر كنم و آموزش محض را نجات بخش بشريت در  عصر انفجار اطلاعات ندانم و نامه او از اين قرار بود:

معلم عزيزم سلام

((من يكي از بازماندگان اردوگاههاي مرگ هستم ، چشمان من چيز هايي ديده اند هيچكس نبايد ببيند

اتاق هاي گازي كه توسط مهندسين آموزش ديده ساخته شده بودند

كودكاني كه توسط پزشكان تحصيل كرده مسموم شدند

نوزاداني كه توسط پرستاران تربيت شده كشته شدند

زن ها و بچه هايي كه توسط فارغ التحصيلان دبيرستان ها و دانشگاهها هدف گلوله قرار گرفتند

در نتيجه نسبت به آموزش و تحصيل بد بين هستم

تقاضاي من اين است كه :

به شاگردان خود كمك كنيد تا انسان بار بيايند كوششهاي شما هرگز نبايد ديو هاي آموزش ديده ،ديوانگان ماهر يا ايشمن هاي تحصيل كرده بسازد

تدريس خواندن ،نوشتن يا حساب زماني اهميت دارد كه در انسان تر شدن فرزندان ما قرار داشته باشد))

منبع: مجله ي آموزش جهاني ،هفته نامه نگاه                       محمد فايق مجيدي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:20  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

ئه روم دايه

 

        ئه روم دايه

        ئه گر ئيتر   نه هاتمه وه

        ده بم به گول له وچيايه

        ئه روم دايه

        ئه گر ئيتر  نه هاتمه وه

        له هه رخاكي زوردار بژي

        له وي ده بم به بومبايه 

        ئه روم دايه

        ئه گر ئيتر   نه هاتمه وه

        ئه بم به بستي زه وي

        بو دنيايه ك گه وره تر له م دنيايه0000

        ئه روم دايه

        ئه گر  ئيتر   نه هاتمه وه

        گيانم دبي به ره شه باوبه شوين تودا ده دا  له گشت ده رگايه

        ئه روم دايه

        ئه گر ئيتر   نه هاتمه وه

        گيانم وشه ي

        گشت شاعريكي ئازايه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:19  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

با شعراي معروف كرد از قبيل هژار،هيمن ،بي كس،...آشنا شدم

به نام خدا

دوست عزيز ، من يك معلم ادبيات فارسي هستم  نزديك به 14 سال در زادگاهم كردستان ايران ادبيات فارسي را تدريس نموده ام  علاوه برمعرفي شعراي كرد زبان  پروين را به دختران و مولانا وحافظ وسعدي واقبال را به پسرها معرفي مي كردم و اگر شاگردانم كمي قبولم داشتند به خاطر انس با مولانابود وبس 0در زير دانش آموزانم گفته اند علاوه بر كتاب درسي چه چيزي اموخته اند

درطول يك سال كلاس شاگردانم چه چيز هايي را آموخته بودند

1-    با شعراي معروف كرد از قبيل هژار،هيمن ،بي كس،...آشنا شدم

2-    چگونگي طرح سوال را آموختم (سوالات چند گزينه اي .....

3-    علاقه مندي به كتاب هاي غير درسي را آموختم

4-    رسيدن به ظاهرم را آموختم

5-    آموختم كه يك مطلب را يك سخن را چگونه ودر چه جاو مكاني به كا ببرم

6-    خوش تيپ بودن و لباس هاي جالب پوشيدن را آموختم

7-    هرگز تنبيه نكردن را آموختم

8-    آموختم كه فرهنگم را رها نكنم ودر لاك فرهنگ نيز مدفون نگردم

9-    آموختم كه ساده باشم اما نه از نظر عقلي

10-                        آشنا شدم با كساني كه عاشق عارف يا عادل بوده اند كه نمي شناختهم و با خود مقايسه مي كنم

11-                        آموختم كه قلبي صاف داشتن نشانه ي بياني پاك داشتن است

12-                        0000اما من امسال در كلاس زبان فارسي كه و اقعا كلاسي آموزنده و شاد بود آموختم كه هميشه شاد باشم

13-                        آموختم چون امروز مي گذرد و فردامي آيد و عمرم تمام مي شود ،خاطراتم را يادد اشت كنم مهرباني ها را فراموش نكنم و به زندگي اميدوار باشم

14-                        آموختم كه عشق تنها به دنيا و آدم ها و چيز هاي ديگر نيست بلكه و اقعا عشق به كتاب نيز جزء عشق هاي والاست

15-                        آموختم كه و اقعا اثر بزرگان مي تواند زندگي آدم ها را تغيير دهد و آنها را به سوي كمال ببرد

16-                        شايد بتوانم بگويم كه نحوهي زندگي كردن را آموختم

17-                        آموختم كه هميشه خوشبو باشيم

18-                        من آموختم كه نويسنده شدن بسيار سخت نيست و ادامه تحصيل دادن در مشكلات لذات آفرين است

19-                        من آموختم كه مي توان با پره هاي كاغذ و قلم ميتوان در برابر ظلم پيروز شد

20-                        آموختم در عمر مانند شيشه است كه زود مي شكند اما خاطرات ما نند سنگي سخت است كه به عمر زيادي مي كند پس  در اين دنياي فاني خاطرات خوبي را برجاي بگذاريم

21-                        آموختم كه تنها به موضوعات درسي تكيه نكنم

22-                        آموختم كه زيستن براي خوردن نيست بلكه خوردن براي زيستن و كار كردن و ترقي و پيشرفت است

23-                        من درس ادبيات را دوست دارم و اين فقط به خوب بودن معلم برمي گردد

24-                        كارهاي گروهي را آموختم

25-                        تهيه دفتر خاطراتم را مديون توهستم

26-                        تهيه دفتري براي گفته ها و نكته ها

27-                        آشنايي بانويسندگان و گتاب ها

28-                        آموختم كه هرگز ديگران را تهديد نكنم

29-                        از يك كارت خيلي خوشم آمده هرجلسه كه به كلاس مي آيد مي پرسد

30-                        من از از يك خصوصيت شما بيشتر خوشم مي آيد و آن اينكه فكر شما و طرز تفكرتان جوان است و همين است كه مرا از نظر فكري ارضا مي كند برخلاف ديگر معلمان كه فقط در س ،درس ،درس

31-                        ياد گرفتم كه هر وقت حرفي داشتم مستقيم به معلم بگويم و كمتر از  معلم ترس داشته باشم

32-                        آموختم كه در هنگام امتحان تقلب نكنم

33-                        آموختم كه دنيا فقط مختص به سياستمداران نيست

34-                        ياد گرفتم به دنبال پيدا كردن فرهنگ خود باشم

35-                        آموختم كه ادبا هميشه زنده هستند

36-                        عشق را ازمولانا آموختم سختي كشيدن را از هلن كلرو جوانمردي را از فرخي يزدي و تن به ذلت ندادن را از رودكي

37-                        خوب صحبت كردن را فهميدم

38-                        من از شما طرز حرف زدن طرز گوش دادن و حتي خوب راه رفتن را ياد گرفتم

39-                        آموختم كه انسان نبايد هميشه براي نمره بكوشد

40-                        هميشه درس را با نام خدا آغاز مي كرديد

41-                        هيچ وقت حرف بدي از شما نشنيده ام

42-                        ما اگر سخنان را گوش مي كنيم كه آن مطلب را ياد گرفته ايم ولي آن سخن فقط مدتي در حافظه ما مي ماند ما بايد يك دفتر داشته باشيم و همه متن هاي مهم يا زندگي كساني كه براي ما مهم است يا دداشت كنيم

43-                        من يكي از بيت هايي را كه حالا در ذهنم راست اين است :

با لعلت آب حيوان آبي به جو ندارد                 روكن به هر كه خواهي گل پشت ورو ندارد

44-بيت شعري مي گفتي كه هميشه در يادم است :

من از روئيدن خار سر ديوار دانستم                       كه ناكس كس نمي گردد به اين بالا نشيني ها

45-اين  شعر را به ياد دارم :

من گورانيم نه دزاني       ،هه ژاركان فيريان كردم 

46-به قول خودت اگر معلم ها ودكتر ها مطالعه غير درسي نداشته باشند از علم روزگار عقب مي مانند

47-به نظر من شما فقط براي شغل معلمي درست شده ايد و بهتر است تاآخر عمر به آن ادامه دهيد زيرا نحوه درس دادن شما بامعلمان ديگر فرق دارد و با درس دادن شما ما بيشتر مطالب ياد مي گيريم

48-شعري كه  به ياد دارم :

گوتت نالي ئه تو بمره ئه من ديم                      خودا كه ي بي خودا كه بي خودا كه ي بي

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:17  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

درس هاي كه از دانش آموزانم آموختم

 

 

زندگي مي گذرد و سالها مي آيند و مي روند اما هيچ زماني ،هيچ ثانيه اي براي انسان باقي نمي ماند

انسان مي خواهد كه جلو ي زمان را بگيرد نمي تواند عقربه ها ي زمان اورا مي گيرند و با خويشتن مي برند

در طي اين دو سالي كه آقاي مجيدي باهم بودهايم چيز هايي آموخته ام كه زبانم از گفتنش عاجز است و شايد در رفتارم رخنه كرده باشد

0آقا0000بي ريا مي گويم كه كلاس شما بهترين كلاس عمر دراز يا شايد كوتاه من  بو ده است كلاسي كه در آن درس زندگاني را آموخته ام

بعضي از اوقات با خويشتن فكر مي كنم كه اگر من در شهر ي ديگر يا در مدرسه اي ديگر و يا در كلاسي بودم كه شما نبوديد چه مي شد و زندگي من به چه پرتگاههاي كشيده مي شد

اما متاسفانه كلاس امسالمان مانند پارسال نبود و كلاس شلوغ بود و همهاين هاهم همه از قد نا شناسي دانش آموزان بوده است

واز شما عذر مي خواهم كه امسال قعاليتي نداشته ام و اين عذر را بخواهيد كه من امسال مشكلات زيادي داشته ام

 با تشكر فرهنگ مرادي 26/2/80

من در طول 9 ماه سال تحصيلي 80-79 در كلاس ادبيات خيلي مطالب را كه تا به حال نشنيده بودم ياد گرفتم مطالب كه در من خيلي اثر گذاشت و ميتوان گفت زندگي تازه اي را براي من شروع كرد من از كلاس اول دبستان تا به حال كه در سال سوم راهنمايي درس مي خوانم معلمي به خوبي شما  نداشته ام شايد فكر كنيدكهمن در رو برو ، جلوي اينطور  شما تعريف مي كنماما من چه در رودرو وچه پشت سراز شما تعريف مي كنيم و از شما خوشم مي آيد اي كاش همه معلم ها مثل شما از مسائل سياسي ؟ اجتماعي و خيلي چيز هاي ديگر آگاهي داشتند و به خوبي شما بودند البته توهين به كسي نشود همه معلمها خوبند وبراي ما عزيزند اما نه

درس هاي كه از دانش آموزانم آموختم

 

زندگي مي گذرد و سالها مي آيند و مي روند اما هيچ زماني ،هيچ ثانيه اي براي انسان باقي نمي ماند

انسان مي خواهد كه جلو ي زمان را بگيرد نمي تواند عقربه ها ي زمان اورا مي گيرند و با خويشتن مي برند

در طي اين دو سالي كه آقاي مجيدي باهم بودهايم چيز هايي آموخته ام كه زبانم از گفتنش عاجز است و شايد در رفتارم رخنه كرده باشد

0آقا0000بي ريا مي گويم كه كلاس شما بهترين كلاس عمر دراز يا شايد كوتاه من  بو ده است كلاسي كه در آن درس زندگاني را آموخته ام

بعضي از اوقات با خويشتن فكر مي كنم كه اگر من در شهر ي ديگر يا در مدرسه اي ديگر و يا در كلاسي بودم كه شما نبوديد چه مي شد و زندگي من به چه پرتگاههاي كشيده مي شد

اما متاسفانه كلاس امسالمان مانند پارسال نبود و كلاس شلوغ بود و همهاين هاهم همه از قد نا شناسي دانش آموزان بوده است

واز شما عذر مي خواهم كه امسال قعاليتي نداشته ام و اين عذر را بخواهيد كه من امسال مشكلات زيادي داشته ام

 با تشكر فرهنگ مرادي 26/2/80

من در طول 9 ماه سال تحصيلي 80-79 در كلاس ادبيات خيلي مطالب را كه تا به حال نشنيده بودم ياد گرفتم مطالب كه در من خيلي اثر گذاشت و ميتوان گفت زندگي تازه اي را براي من شروع كرد من از كلاس اول دبستان تا به حال كه در سال سوم راهنمايي درس مي خوانم معلمي به خوبي شما  نداشته ام شايد فكر كنيدكهمن در رو برو ، جلوي اينطور  شما تعريف مي كنماما من چه در رودرو وچه پشت سراز شما تعريف مي كنيم و از شما خوشم مي آيد اي كاش همه معلم ها مثل شما از مسائل سياسي ؟ اجتماعي و خيلي چيز هاي ديگر آگاهي داشتند و به خوبي شما بودند البته توهين به كسي نشود همه معلمها خوبند وبراي ما عزيزند اما نه به خوبي شما شما با مطالبي كه در سر كلاس روي تخته سياه مي نوشتيد وبا كتابهايي كه در سر كلاس مي آورديد و با معرفي آنها به ما به دنياي علم و آگاهيهاي مي كشاندي شما بسيارمطالبي را در كلاس ارائه ميداديد اما حيف بچه ها از آن استفاده نمي كردند هر چند كه دانش آموزان شلوغ بودند و از هيچ نگفتن شما به آنه وتنبيه نكردن آنه از طرف شما سو استفاده  مي كردند اما باز هم با اين شما سعي و تلاش خود را براي ما دانش آموزان ارائه  ميداديد

 

حمزه عباسي :حرف معلم اگر بود زمزمه محبتي         جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را

نظر من در باره كلاس ادبيات نظري موافق با كار شماست الان كه حدود دوسال است كه شما معلم ادبيات من بوده ايد و آرزو مي كنم كه اي كاش مدت زمان بيشتري شما معلم من باشيد ولي به ناچار بايد اين مشكل را هم تحمل كرد چرا كه مطمئنا زندگي هر انساني خالي از مشكل نيست كلاس ادبيات و املا وانشا در كل كلاس خوبي بود و به نظر من كلاس املا وانشا نسبت به كلاس ادبيات بهتر بود چرا كه شوق نوشتن و پروراندن موضوع را در من به وجود آورد و من سعي كردم كه هربار بهتر ازقبل بنويسم چرا كه طبق فرموده حضرت علي (ع)كه ميفرمايد هر كس كه كار امروزش نسبت به ديروز ترقي نكرده باشد خسران ديده است كلاس ادبيات و املا و انشا نسبت به كلاسهاي ديگر تفاوت هايي هم داشت و اصولا كار هر انساني با ديگري تفاوت دارد اما اگر در يك جمله بگويم مي گويم كه 00كلاس شما كلاس انگيزه و رقابت سالم بود)

                                                                    27/8/84 محمد فايق مجيدي دهگلان                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                    

به خوبي شما شما با مطالبي كه در سر كلاس روي تخته سياه مي نوشتيد وبا كتابهايي كه در سر كلاس مي آورديد و با معرفي آنها به ما به دنياي علم و آگاهيهاي مي كشاندي شما بسيارمطالبي را در كلاس ارائه ميداديد اما حيف بچه ها از آن استفاده نمي كردند هر چند كه دانش آموزان شلوغ بودند و از هيچ نگفتن شما به آنه وتنبيه نكردن آنه از طرف شما سو استفاده  مي كردند اما باز هم با اين شما سعي و تلاش خود را براي ما دانش آموزان ارائه  ميداديد

 

حمزه عباسي :حرف معلم اگر بود زمزمه محبتي         جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را

نظر من در باره كلاس ادبيات نظري موافق با كار شماست الان كه حدود دوسال است كه شما معلم ادبيات من بوده ايد و آرزو مي كنم كه اي كاش مدت زمان بيشتري شما معلم من باشيد ولي به ناچار بايد اين مشكل را هم تحمل كرد چرا كه مطمئنا زندگي هر انساني خالي از مشكل نيست كلاس ادبيات و املا وانشا در كل كلاس خوبي بود و به نظر من كلاس املا وانشا نسبت به كلاس ادبيات بهتر بود چرا كه شوق نوشتن و پروراندن موضوع را در من به وجود آورد و من سعي كردم كه هربار بهتر ازقبل بنويسم چرا كه طبق فرموده حضرت علي (ع)كه ميفرمايد هر كس كه كار امروزش نسبت به ديروز ترقي نكرده باشد خسران ديده است كلاس ادبيات و املا و انشا نسبت به كلاسهاي ديگر تفاوت هايي هم داشت و اصولا كار هر انساني با ديگري تفاوت دارد اما اگر در يك جمله بگويم مي گويم كه 00كلاس شما كلاس انگيزه و رقابت سالم بود)

                                                                    27/8/84 محمد فايق مجيدي دهگلان                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                    

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:15  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

يادداشت هاي يك معلم از كلاس انشا

 

موضوع انشاء:

گفته بودم اگر معلم بودی ...

نوشته بودی ((اخلاقم را مثل آقای مجیدی روال بدهم وآخر کلاسم اینکه اخلاق معلمی من مثل آقای مجیدی دبیر عزیز ادبیات فارسی باشد.

اما می دانم.که هرگز چنین نخواهد شد.))

وتو چقدر زیبا نوشته بودی ..

اگر معلم باشم سعی می کنم (( اول از حرفهای ناشایست که از یک انسان بعید است.

رابه زبان خود جاری نمی کنم زیر من آیینه آینده آنها خواهم بود)).

((من نمی خواهم که لباس گران قیمت باشدکه بوی پول را بدهد.نه آن قدر کهنه باشد.که غصه های مارا تازه کند.

1-پیمان قمری 2-مهدي میرکی.

من اگر معلم باشم.می خواستمواقعا جای معلم ریاضی نمی شدم.چون خیلی بی بخار .خشمگین عصبانی است.

من اگر معلم بودم.می خواستم خوش تیپ وبا کلاس باشم))((اگر معلم باشم هیچ وقت سعی نخواهم کرد که کلاسم

مثل در بار پادشاه باشدکه هیچ کس از ترس پادشاه جرات حرف زدن را ندارد.واگر حرف می زند آنقدر او را می زد.

تا دیگر اصلا در آن مکان صحبت نمی کرد. ((من از معلم ادبیات خوشم آمده چون به بچه ها آزادی متعادلی داده مثلا یک بار

گفت که خودتان بیاییدودرس را توضیح دهید ومن جرات صحبت کردن در جمع را پیدا کردم))

1عرفان سلیمی 2-آرمان خالدیان 3-مشیر پناهی...

من دوست دارم آقای مجیدی به خانه ام بیایدمن چون از تو مجیدی تربیت واخلاق را دارم می َآموزم.

واگر معلم باشم می خواهم مانند آقای مجیدی باشم زیرا اکثر همکلاسی هایم می گویند مانند آقای مجیدی که وقتی 

به یک مسئله برخورد می کند لب خود را گاز می گیرد.1-آرمان 2-امید سعیدی ...

((من دوست دارم اگرمعلم باشم مانند آقای مجیدی باشم زیرا درس را به طور کلی شرح می دهند وخوشحال وشاد

هستند.با بدی با دانش آموز رفتار نمی کنند ))

اگر معلم باشم می خواهم با دانش آموزان رفتار خوبی داشته باشم من می خواهم یک کلاس پر انرژی را تر تیب بدهم

که دانش آموزان هرگز احساس خستگی نکنند.

آفتاب از اوج عزت می دهد رو در زوال

ساده لوح است آن که با اقبال دشمن.دشمن است.

اگر معلم شوم می خواهم مثل آقای مجیدی باشم چون آقای مجیدی دانش آموزان را هر گز تنبیهه نمی کند.

مانند آقای مجیدی به آینده دانش آموزان فکر کنم.به خواندن کتابهای دیگر اهمیت بدهم...

اگر معلم شوم با بچه ها مثل آقای مجیدی رفتار می کنم اگر معلم شوم مثل آقای مجیدی هرگز به بچه ها کتک نمی زنم.

چون کتک برای حیوانات وحشی آمده است اگر معلم شوم مانند آقای مجیدی که از همه دبیران خوب تر است و هر وقت

وارد کلاس می شود ویک مقاله کوتاه برای دانش آموزان می خوانم بله درس را شروع می کنم اگر من معلم مانند آقای مجیدی

کارهای مربوط به درس او با ترتیب ونظم خاصی انجام می دهم.آقای مجیدی اگر معلم شوم دلم می خواهد مثل تو یا مثل معلمان

دیگر درس بدهم بیاموزانم وبخوانم وبنویسم ...

موضوع:

می خواهم معلم باشم .

 

چشمان تیز بین شما را می ستایم تا عیب وهنر یک سال کلاس فارسی.املاء وانشاءرابه بوته ی نقدبگذارد..

                                                                  ((آرش شرفی))

من امسال از درس ادبیات سال سوم خیلی خوشحال بودم .آقای مجیدی تو معلم خیلی خوبی هستی.

توهمیشه وقتی به کلاس آمدی همیشه در مورد موضوع خوبی صحبت می کردی و مقاله وروزنامه ها را

می خواندی وبه ما می گفتی ...

محمد میرگی ***

انشاء:

من درکلاس انشاءتاحدودی توانستم برترس خودغلبه کنم زیرادرکلاس انشاءفقط نوشتم وکسی جزمعلم آنهارانخوانده بودم من درکلاس انشاء می خواستم.

حقایق رابازگوکنم میخواستم آنچه دردل خودسالهاست که پنهان کرده ام رابه بیرون بریزم ...

ازهستی دوروزه به تنگ اندعارفان ...

توساده لوح طالب عمردوباره ای ...

                                              ساده لوحان زود می گیرند رنگ هم نشینی ...

                                             صحبت طوطی سخن ور می کند آیینه را ...

                            ((پوریا مشیرپناهی ))

من امسال در کلاس املاء وانشاء چیز های خوبی یاد گرفتم مثلا آموختم که چگونه بنویسیم .

واین را هم مدیون معلم خوب وبزرگوارم بودم او تلاش می کرد ما خوب فکر کنیم وخوب انشاء

بنویسیم .کلاس انشاء وفارسی ما یکی از بهترین کلاسها بود من این را می دانم که آقای مجیدی

هیچ وقت بدون مطالعه یا بدون این که مطلب تازه ای به کلاس بیاورد به کلاس ما نیامد.

                                                                        ((بهزاد پرتوی))

کلاس فارسی .املاء وانشاء امسال برای من خیلی جذاب بود مخصوصا کلاس انشاء زیرا من در سالهای گذشته

نمی توانستم خودم انشاء بنویسم.

                                                          ((پرویز ویسی))

من از کلاس فارسی  واملاء وانشاء مثل خاطره بزرگ که در این سال برای من مانده است به نوبه خود کلاسها دارای

شادی وبدی ها یی بوده است شادی های این کلاسها تا ثیر زیادی در روحیه بچه ها گذاشته است تا هرگز هیچ دانش آموزی

با ناراحتی از کلاس بیرون نیامده و به هیچ کس نمره اضافی داده شده است.

                                                        ((عرفان سلیمی ))

من وقتی اول سال به کلاس فارسی واملاءوانشاء آمدم فهمیدم که من هرگز در این درس خسته نخواهم شد ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:14  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

جان بخشي به اشيا

 

جان بخشي به اشيا

جان بخشي به اشيا مطلبي بود كه در هنگام تدريس در سال دوم راهنمايي  به دانش آموزان آموزش مي دادم در آن زمان به دنبال نمونه هايي ملموس بودم كه دانش آموزان بهتر مطلب را  درك نمايند در ادبيات فارسي  نمونه هايي از اشعار پروين را شاهد مي آوردم و در نمونه هاي نثر انشاي فرشا را باعنوان كفشها سخن مي گويند و اگر امروز تدريس ميكردم حتما از  كتاب كرسي شيركو استفاده مي كردم  كه اندكي از آن را در زير مي آورم تا خوانندگان به سحر نوشتار شاعر اعتراف كنند :

شيركو بي كه س

هه ر دره ختیکی ئه بینی لیی ئه پرسی :

له دوای ئه م ژیانه ی ئیره ت له لای دارتاشی خواداوه ند

تو حه زئه که ی ببی به چی ؟!

یه کی ئه یوت : من حه ز ئه که م .

ببم به پیشانگای کتیب !

یه کیکیتر:به بوفیه ی ژووری کچی .

یه کیکیتر:به دولابی قاپ و قاچاغ .

یه کیکیتر:به چوار چیوه ی تابلوکانی وینه کیشی .

یه کیکیتر:به میزی ناو سه ماگه یه ک .

یه کیکیتر:به سیسته می ژن و میردی .

یه کیکیتر:وتی حه ز ئه که م من ببم به به له می .

له ته نیشتیه وه دار گویزی که تا ئه و کاته خه ریکی

تیمارکردنی برینی دوو په نجه ی ده ستی راستی بوو،

له پریکدا هه لیدایه:

له به ر ئه و ه ی له گه ل ئه مدا زور هاوریین

من حه ز ئه که م ببمه سه ول له ناو به له مه که ی ئه ودا

دره ختیکی هه شتینه ک لق

 وتی هه ز ئه که م من ببم به په یژه یه کی هه شت پله

داریکی لووس وتی من به داری هه للاج

هه شت نو داری خوشک و برا وتیان ئیمه خوزگه مانه

هه ر هه موومان ببین به ته خته ی سه ر  شانو

داریکی خریله وتی

هیوامه بمکه ن به پنه.

ده ر ختیکی جیقن وتی

حه ز ئه که م ببمه بالشمه

سه یر ئه و ه بوو ، له دواییدا ، پاش چه ند سالی

ئه وه ی ئاواتی خواستبوو ببی به پیشانگای کتیب

بوو به دولابی حاجه ت و ئه وه ی ئه یویست ببی به

سیسه می ژن و میردی ، به ختی نه بوو ، بوو به ته خته ی

تاته شورو ، ئه وه ی خه ونی به  به له میشه وه

ئه بینی . بوو ببی به داره مه یتی مز گه وت . ئه وه ی ئاواتی

ئه وه یش بوو ببی به سه ول کردیان به داری سیداره1

له و نه وره سی روژنامه نووسی بیانی گه یشته لام

وه ختی بینی من روومخوشه و

به ده میه وه پئیه که نم و

هه ندی فه ریکه گویزی خوم بو هیناوه و

گه لی شیعری رو مانسیانه یشم له به ره

ئیتر سه ر که و ته سه ره وه و

له نیوان دوو لقما هه لنیشت.

ده یان پرسیاری لیکردم

هه تا ئیسته یش پرسیاه کانم بیرماوه

یه که م پرسیار : ئه ی تو ئاواته خوازی چیت ، ببی

به چی ؟! و : به میزی ژووری شاعیری!

  پ: ئایا خوشه و یستت هه یه ؟!

و : ته ما شاکه ئائه و کچه دار هه ناره ی ئه و به ره وه

به لام ته یمانی توترکی باوک و دایک و براکه یان

ریی لیگرنووین ، شه ویک فرسه تی دروستبوو

خه ریکبوو ده ستم بیگاتی و له پریکدا په یکولی

باوکی په یدابوو. چه قیه بن پیم!

پ: باشه ئه ی ئه و ؟! ئه  حه ز ئه کا ببی به چی ؟1

و : وا حه زءه کا ، ئه گه ر من ببم به میزی بو شاعیری ،

ئه ویش به کورسیه که 000000000

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:5  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

براي شاگرد خوبم حامد

به نام حضرت دوست

 

 

(همه در انبوهيم ليك درزورقمان تنهايي است )

امروز 23/8/86 به توصيه ي دانش آموز تيزهوش ومودبم دكتر حامد قادرمرزي هفته نامه هاوار را خريدم در صفحه سوم مقاله اي با عنوان : (حس مكان واحساس تعلق به آن ) به قلم او چاپ شده بود آن را با دقت خواندم وبه خود باليدم زماني نقشي كوچك وكم اهميت در زندگاني نگارنده مقاله داشته ام

هوش ونبوغ حامد را در همان زمان تدريس تشخيص داده بودم وخدارا شكر كه شرايط وزمينه پيشرفتش مهيا بوده وزحمات خود وخانواده وديگران به ثمر نشسته است

در كلاس هاي آموزشي معلمان گاهي اين مثال را به كار برده ام كه دانش آموزان از روي دوش معلمان بالا ميروند ومعلمين هم از رويدوش جامعه بالا رفته اند تا افق هاي دور دست را به آيندگان نشان دهند وخوشا به حال معلمان وشاگرداني كه مربيان خود ونردبانهاي ترقي خويش را فراموش نمي كنند

اگر نوشتم شرايط وزمينه ي پيشرفتش فراهم بوده بي راه ننوشته ام زيرا او در خانواده اي مذهبي ودر روستاي قادرمرز كه مهد پرورش دانشمندان بوده به دنياآمده و پدرش عالمي سخن سنج ودرد آشنا بود هنوز سخنش در ذهنم نقش بسته زماني كه با يكي از خوانيين دهگلان تاخته بود و شعر مولانا را برايش خوانده بود :

گر نه موشي دزد در انبان ماست

خرمن اعمال چهل ساله كجاست ؟

اكنون خوشحالم كه دوسال از عمر كم ثمرم را در زادگاه حامدنگارنده مقاله هاوار خدمت كرده ام

حامد از دانش آموزاني است كه دز ذهنم حك شده بود قبل از اينكه دكتر شود همچون : ( همزه عباسي ‏،محمد نادري ،فرهنگ مرادي،شمسي نادري،آرمان وارسطو سرابي،نيما اميري وآرش و.......))

خداي را شاكرم كه در قيد حياتم وثمر كار خويش را مي بينم و امروز من شاگرد آنها مي گردم

وچقد ر دلم مي سوزد براي صمد بهرنگي كه در عصر ارتباطات نبود تا شاگردانش را بيابد وببيند

اين نوشته سرآغازي است براي دوستي مستمر با شاگرد خوبم ويافتن ديگر دانش آموزان تا به قول حافظ تازنده هستيم قدرهمديگر رابدانيم :

امروز كه در دست توام مرحمتي كن

فردا كه شوم خاك چه سود اشك ندامت

به اميد روزي كه من در مسير معلمي گام نهم و بهترين دوستانم شاگردانم باشند شاگرداني كه در ايام تدريس بناي دوستي با آنهابسته بودم وميدانستم روز گره گشاي مشكلات اين ملت رنج ديده مي گردند

شب چهارشنبه 23/8/86 ساعت 50/21

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 21:59  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

وقتي که

به نام خدا

١- وقتي که آناتول فرانس (تائيس) را در چهل سالگي نوشت

٢-وقتي که نيکولو- ماکياولي پرنس را در چهل وچهار سالگي نگاشت

٣-وقتي که جان ميلنن در سن پنجاه وهفت سالگي سيزده سال پس از نا بينايي حماسه جاوداني فردوس گمگشته را با ياري دخترش به رشته تحرير در آورد

٤-وقتي که ژان ژاک روسو در پنجاه سالگي اعترافات را مي نگارد

٥-وقتي که لئو تولستوي در سن سي وچها سالگي جنگ وصلح را خلق مي کند

٦- وقتي که سلما لاگرلف سوئدي در سن سي وسه سالگي حماسه گوستا-برلينگ رامي آفريند

٧-وقتي که آندره ژيد فرانسوي در سن بيست وهشت سالگي مائده هاي زميني را مي نويسد

تو هم مي تواني

توهم مي توانيدپس از تمرين وممارست وکسب تجربه در دهه سوم زندگي

 شاهکاري بيافريني که جاويد بماند   

٩- وقتي که قلب ها در سراسر جهان به يک زبان تکلم مي کنند

١٠-وقتي که طوفان تلافي مقاومت جنگل را سرتک درختان در مي آورد

١١-وقتي که گلهاي قالي لبريز از گل وجود دختر قالي باف است

١٢- وقتي که سلام متواضع ترين واژه است

١٣-وقتي که تاريکي هنگام طلوع خورشيد در چاه پنهان مي شود

١٤-وقتي که تبعيض نژادي نتوانسته است دامن گل ها ي رنگا رنگ بهاري را آلوده کند

١٥- وقتي که سکوت راه را براي فرياد هموار مي کند

١٦-وقتي که قلب سخنگوي زندگي است

١٧- وقتي که سايه چهار نژاد يک رنگ است

وقتي که ....

چرا ما يکي نشويم

چرا ما  مانند قلب ها به يک زبانسخن نگوييم

 ومانند سايه هاي چهار نژاد به يک رنگ نباشيم

منبع :صلاحي ،عمران؛١٣٧٣؛طنز آوران امروز ايران ؛پرويز شاپور ؛مرواريد ؛تهران

محمد فايق مجيد ي دهگلان

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 14:25  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

وقتي که

به نام خدا

١- وقتي که آناتول فرانس (تائيس) را در چهل سالگي نوشت

٢-وقتي که نيکولو- ماکياولي پرنس را در چهل وچهار سالگي نگاشت

٣-وقتي که جان ميلنن در سن پنجاه وهفت سالگي سيزده سال پس از نا بينايي حماسه جاوداني فردوس گمگشته را با ياري دخترش به رشته تحرير در آورد

٤-وقتي که ژان ژاک روسو در پنجاه سالگي اعترافات را مي نگارد

٥-وقتي که لئو تولستوي در سن سي وچها سالگي جنگ وصلح را خلق مي کند

٦- وقتي که سلما لاگرلف سوئدي در سن سي وسه سالگي حماسه گوستا-برلينگ رامي آفريند

٧-وقتي که آندره ژيد فرانسوي در سن بيست وهشت سالگي مائده هاي زميني را مي نويسد

تو هم مي تواني

توهم مي توانيدپس از تمرين وممارست وکسب تجربه در دهه سوم زندگي

 شاهکاري بيافريني که جاويد بماند   

٩- وقتي که قلب ها در سراسر جهان به يک زبان تکلم مي کنند

١٠-وقتي که طوفان تلافي مقاومت جنگل را سرتک درختان در مي آورد

١١-وقتي که گلهاي قالي لبريز از گل وجود دختر قالي باف است

١٢- وقتي که سلام متواضع ترين واژه است

١٣-وقتي که تاريکي هنگام طلوع خورشيد در چاه پنهان مي شود

١٤-وقتي که تبعيض نژادي نتوانسته است دامن گل ها ي رنگا رنگ بهاري را آلوده کند

١٥- وقتي که سکوت راه را براي فرياد هموار مي کند

١٦-وقتي که قلب سخنگوي زندگي است

١٧- وقتي که سايه چهار نژاد يک رنگ است

وقتي که ....

چرا ما يکي نشويم

چرا ما  مانند قلب ها به يک زبانسخن نگوييم

 ومانند سايه هاي چهار نژاد به يک رنگ نباشيم

منبع :صلاحي ،عمران؛١٣٧٣؛طنز آوران امروز ايران ؛پرويز شاپور ؛مرواريد ؛تهران

محمد فايق مجيد ي دهگلان

 

 

,موبایل ,نوکیا, سونی اریکسون, سامسونگ, گوشی, ماهواره, دانلود, dvb, جدید, نرم, های, افزار, استارست,تم 6300 . نرم افزار 6300 . بازي 6300 و همه چيز براي 6300  progdvb, برنامه, کانال, کد, softcam, رسیور, کردن, فرکانس, آموزش, starsat, tps, برای, کانالهای, باز, gbox, sharing, کارت, key, استرانگ, mct, wincsc, جديد, مولتی, skynet, دیش, استار, آفلاین, کدهای, dcw, نصب, ویژن, فركانس, از, آپگرید, اینترنت, پچ, نوکیا, 550, و, در, پلاگین, با, keys, s2emu, ها, 2, sky, هاي, spice, mytheatre, هاتبرد, شبکه, card, سافتکم, ای, فلش, prog, for, سایت, star, جدیدترین, 190, كارت, اموزش, كد, strong, كانال, فایل, كدهاي, لودر, ریسیور, download, به, كردن, ست, ویندوز, 9500, ماهوارهای, skygrabber, humax, موبایل, سوپر, 4620, تنظیم, انواع, 2006, cardsharing, skystar2, tv, ورژن, فیلم, فرکانسهای, sr-x5d, 150, هایتک, كانالهاي, ماهوارها, نقشه, srt, multivision, fastsatfinder, view, vplug, سامسونگ, اسکای, platinum, 220, قیمت, ایرانی, رسيور, فایندر, کامل, کاون, viaccess, روش, آخرین, قانونی, skystar, rapidshare, نحوه, software, بهترین, بي, plugin, لیزر, sat, code, hotbird, x5, twinhan, مدار, مکس, kaon, کامپیوتر, dvbdream, آهنگ, جديدترين, كاون, gboxfriend, سافت, وي, ال, فارسی, آنتن, کم, دي, altdvb, and, bin, upgrade, طریقه, افزارهای, تبدیل, سايت, xp, loder, براي, 9950, super, ساخت, v, جهت, keygen, بی, ان, رمز, پخش, پلی, dorcel, قفل, elecard, اخبار, رسیورهای, aes, گوشی, پلاگين, استفاده, لیست, 4620ii, تنظيم, startrack, ترفندهاي, canal, channel, معرفی, ديش, dreambox, 1.27, دو, metabox, pdf, ریزی, سوني, nokia, كامپيوتر, ويندوز, اپگرید, باکس, softcam.key, turksat, ورد, سونی, polsat, رایگان, &, پروگرام, visionplus, lnb, کارتی, کرک, php, sms, opensky, polsatauto.exe, خرید,200, flash, کارتهای, درباره, آپديت, عکس, open, saftcam, grabber, اریکسون, 3.33.8, crack, چگونه, شرح, مدل, فرمت, دیجیتال, ماهوار, 1.25, فركانسهاي, wincsc.cfg, pid, digiturk, استیشن, box, مادر, استارتراک, مجانی, آپگريد, w6, ترکست, کتاب, 4610ii, سوپرمکس, کنترل, کار, مخفی, تلفن, x5d, theme, راه, دوربین, بازی, ی, 1100, pelatinum, دریافت, تکنوست, showtime, انجمن, یاهو, file, چند, studio, افزاری, را, قانوني, data, ريسيور, اطلاعات, d, ملودی, ماهوارهاي, 2.7, track, سخت, مرکزی, هند, 358, emu, اينترنت, نت, 1, شده, سگا, mr, فايل, forum, plus, تعمير, ایکس, 1800, new, manna, lazer, شبكه, تخصصی, تعمیرات, تلويزيون, ساختن, server, افلاین, بازیهای, تنظیمات, اي, الکترونیک, سوپرمكس, همراه, اسكاي, power, biss, ليست, تراک, seca, گلدن, اريکسون, استانی, edition, full, 4630, dream, world, 1050, آپدیت, install, z1, اندازی, windows, remote, پرگرام, متاباكس, دریم, gboxplugin, fortecstar, افزارهاي, beausat, 4800, vision, to, مشکل, آفلاين, فعال, discovery, sonyericson, ترفندهای, الکترونیکی, 2.0.6, statistic, پکیج, 1150, مدیا, سریال, سیستم, یک, بازي, متابکس, 3, dvbviewer, 560, دی, اهنگ, softcams, in, id, srt4610ii, ii, ترفند, خارجی, بازکردن, scaner, how, sr-x50cu, premiumx, nagravision, 60, sr, گوشي, turkey, مهدیان, اروپا, hotbird7, 3gp, zee, ايراني, patch, ایرج, autoroll, driver, سینمای, pc, هیومکس, موبايل, cwshare.cfg, net, ایران, 4610, 2003, 8000, كرك, كارتهاي, 4.79, نوكيا, میکس, موبايلهاي, درايور, 120, 12360, 550d, 7.5, star2, 2100, plug, kworld, stbdownload, my, 3620, all, irdeto, تصویری, farsi, supermax, alt, 2007, list, استرانگ4620, converter, فروش, آموزشی, طریق, ilsat, sport, تعميرات, وارد, مورد, viwe, ultra, dvbskystar, ارسال, ما, اتصال, hd, مشاهده, theatre, 8, هواره, master, mtv, ثابت, هندی, animal, بدون, آپگریت, premiere, مولتي, بر, مقاله, بوت, ویژنها, داغ, سکای, nova, k3, کنیم, 6630, 130, freextv, آخرين, rar, سی, redlight, version, 1.3, پسورد, 3680, موسیقی, control, w3, premium, october, افزارskynet, روز, زبان, lock, pro, موتور, کابل, genuine, دستي, امولاتور, asp.net, آبگریت, 3000, s, sr-x1050, فارسي, مدارات, زنده, 1.2, s2emu1.27, کاناهای, va-fox, گردان, پلاس, veiw, 3200, ريموت, سرور, mytheater, 5600, چیست, ci, password, pour, ورزن, ترک, free, مقامی, 190d, adobe, ادیت, هما, sr-x190d, 2.2, حل, x, تغییر, spaice, رسيورهاي, بازیگران, -, 202, تل, satdw, راهنمای, اخرين, pocket, همه, مدلهای, gold, قطعات, هک, راهنمایی, caller, اسپارک, mobile, دیدن, superlazer, كنترل, plugins, folder, ferecance, satkiosk, نسخه, xdream, serial, hivion, ارگ, planet, سافتكم, درایو, satupdater, graber, نسب, messenger, sr-x550d, چگونگی, سوپرليزر, finder, عكس, 4120, ورلد, forums, خبرهاي, a, dline, hivision, روزانه, عربی, tech, ht-9500, titanium, share, اکسز, ریموت, داود, مقايسه, korg, سیگنال, v-plug, sky1, yahoo, video, series, همت, divx, تراك, de, استارست150, مختلف, gif, ايران, استار2, 3100, ok, دار, کانل, update, کانالهاي, مانيتور, samsung, بلند, decoder, شماره, unlock, اريكسون, 1.5, b, key.bin, 4155, ip, canalsat, jsc, sanyosat, www.all-exploed.blogfa.comمستر, مشکلات, زیرنویس, phoenix, وب, متاباکس, cyfra, اهنگهای, 2000, satellite, مرتب, nero, viewer, ريزي, مونتاژ, محتوا, شرینگ, channels, fortec, dvd, 5, vb, اصلی, black, ht, شیرینگ, setup, مجاني, 750, گراف, keyloader, t, fsk, loader, 007c00, ابگرید, rom110.bin, سویس, hi-tech, عكسهاي, 650ci, stream, کتابهای, تصویر, كليپ, ویژیون, دستی, vbulletin, repair, مدیریت, nokia6280, 900, اپگريد, ترانه, وی, کیبورد, cinema, technisat, مشخصات, 150d, سرعت, فورتک, رمزهای, mpeg2, may, setting, zip, تله, privatespice, یغمایی, ace, همیشگی, wintv, ϑ, فايندر, number, 3.33, شدن, s2emu1.26, slipknot, irandvb, scanner, skynet.sys.repair, کامپيوتري, دستگاه, dowload, 3.33.5, 888, ویستا, پریمیر, rai, هاست, سری, art, &#

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 14:25  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

کاربد مصلحت آن است مطلق نکنیم

کاربد مصلحت آن است مطلق نکنیم

حافظ نسخه اخلاقی ((در غزلی)) می پیچید که برای همه انسانها برروی این عالم خاک درهمه زمانها می تواند مشکل گشا باشد.همه مصلحان جهان چنین چیزی رامی خواهنداگر از گاندی،تولستوی،کنفویس و...بخواهی توصیه ای کنند که برای همه قرون بشریت رامفید باشد  مطمئنم  همه همین غزل حافظ را تاييد خواهند کرد  همراه با حافظ پس ماهم با آنها همراه باشیم:

ما نگوییم بد ومیل به ناحق نکنیم

جامه کس سیه ودلق خودازرق نکنیم

عیب درویش وتوانگربه کم وبیش بداست

کاربرد مصلحت آن است که مطلق نکنیم

رقم مغلطه بر دفتر دانش نکشيم

سر حق برورق شعبد ملحق نکنیم

شاه اگرجرعه رندان نه به حرمت نوشد

التفانش به می صاف مروق نکنیم

خوش برانیم جهان درنظر راه روان

فکر اسب سیه وزین مغرق نکنیم

آسمان کشتی ارباب هنر می شکند

گربدی گفت وحسودی ورفیقی رنجید

گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم

حافظ ارخصم خطا گفت نگیریم برو

وربه حق گفت ،جدل با سخن حق نکنیم.

 

 

 

 

 

 

    

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 14:21  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

گفته ها ونکته ها

                            گفته ها ونکته ها

نادانی درندانستن نیست بلکه درمطلق کردن دانسته هاست همچنان قلم وکاغذ وحروف هنوزجذاب ترین ومحترم ترین نوع ارتباط هاست شاید بدان دلیل که می ماند بقیه ازجنس امواجندو تصاویرومیمیرند

اگربپرسند جان جان کلام چیست باید بگوئیم سکوت.

اگربپرسند جان جان حیات کدام ا ست خواهند گفت مرگ.

سکوت قدیمی ترین زبان جهان است.

سکوت جام کلام است وحامل بلندترین فریادهاست.

سکوت زبانی است که ازیاد نمی رود.

سکوت زبان جهانی است.

برای شنیدن فریاد سکوت ،حتی گوش هم لازم نیست چشم کافی است گاه چشم دلی.

بارمعنی رااززبان بردوش سکوت نهاده است

هرچه دامن پردامنه تر شد سکوت نیز بیشتر معنا یافت

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 14:20  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

آسان گیر برخود کارها

                   

در کلاس درس این نسخه حافظ را از یاد برای دانش آموزان می پیچیدم وهنوزهم براین باورم که نسخه عالی ای بوده اگر باور نکنیدخودتان شعر رابخوانید وروی بیت دوم آن تفکر کنید

 

دوش بامن گفت پنهان کاردانی تیز هوش

وزشما پنهان نشاید کرد سرمی فروش

گفت آسان گیر برخود کارهاکز روی طبع

سخت می گیردجهان برمردمان سخت کوش

وآن گهم دردادجامی کز فروعش برفلک

زهره در رقص آمدوبربط زنان می گفت نوش

با دل خونین لب خندان بیاور همچوجام

نی گرت زخمی رسد آئی چوچنگ اندر خروش

تانگردی آشنا ،زین پرده رمزی نشوی

گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

گفتمت چون در حدیثی ،گرتوانی داشت هوش

درحریم عشق نتوان زد دم از گفت وشنید

زان که آنجا جمله اعضا چشم باید بودوگوش

بربساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست

یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش

ساقیا می ده که رندیهای حافظ فهم کرد

آصف صاحب قرآن جرم بخش عیب پوش

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 14:20  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

ویژگی افراد خلاق

 

1افراد خلاق هوشمند هستند

2افراد خلاق آگاه ونسبت به محیط حساس اند

3 افراد خلاق توانایی انعطاف پذیری

4 افراد خلاق قدرت استکبار دارند

5 افراد خلاق شک گراهستند

6 افراد خلاق بازیگوش وشوخ طبع هستند

7 افراد خلاق اعتماد به نفس دارند

8 افراد خلاق دوست دار زندگی اند

9 افراد خلاق کنجکاوند

10 افراد خلاق خود رادوست دارند

11 افراد خلاق از شکست نمی ترسند

12 افراد خلاق انرژی فراوان دارند

13 افراد خلاق آشفته فکر نیستند

14 افراد خلاق درزمان حال زندگی می کنند

15 افراد خلاق نیاز به تایید دیگران ندارند

16 افراد خلاق مستقل هستند

17 افراد خلاق خنده رو وشاد هستند

18 افراد خلاق با بصیرت هستند

19 افراد خلاق به طبیعت ارج می نهند

20 افراد خلاق مثبت وسازنده هستند

21 افراد خلاق قهرمان پرست نیستند

22 افراد خلاق به بشریت تعلق دارند

23 افراد خلاق برخورد صحیح با مشکلات دارند

24 افراد خلاق سلامت روانی وکلامی دارند

25 افراد خلاق دارای خود انظباطی هستند

26 افراد خلاق فعالیت های تخیلی رابه رویدادهای واقعی ترجیح می دهند

27 افراد خلاق دارای قاطعیت صراحت هستند

 منبع :نگاه ،شماره 248فروردین 84سال چهاردهم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 14:19  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

حدیثم نکته هر محفلی بود

                       حدیثم نکته هر محفلی بود

حافظ خود می گوید چرا این قدرسخنش شیرین است ونقل هر محفلی است.ودر غزل زیر به آن اشاره می کند ومی گوید از زمانی عشق معلم من شد حدیثم نکته هر محفلی شد

واما اصل غزل :

مسلمانان مرا  وقتی دلی بود

  که با وی گفتی گر مشکلی بود

بگردابی چومی افتادم از غم

به تد بیرش امید ساحلی بود

دلی همدرد ویاری مصلحت بین

که استظهار هردلی بود

زمن ضایع شداندر کوی جانان

چه دامن گیر ؛یارب، منزلی بود

هنر بی عیب حرمان نیست لیکن

زمن محروم ترکی سائلی بود؟

بدین جان پریشان رحمت آرید

که وقتی کاردانی کاملی بود

مگودیگر که حافظ نکته دانست

که ما دیدم ومحکم جاهلی بود

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 14:19  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

قهرمانان انتقام جو از ذهن و اندیشه دور شدند

27 اسفند 84

...وقتی قهرمان بودند که انتقام بگیرند و خونی را با خون دیگر

بشویند و ... اما خوش به دل ما که ماندیم و دیدیم که جهان

 دیگرگون شد، نه به تمامی، اما اندیشه غالب آن دیگرگون شد،

 آدم های برجسته اش ماندلایی شدند و قهرمانان پیشین و

انتقام جو از ذهن و اندیشه دور شدند و الگو ها دیگر شدند و لابد

 بر همین اساس است که من می گویم نسل های آینده،

 زندگی بهتری خواهند داشت که با ایده آل کینه و خونخواهی

بزرگ نمی شوند..


صاحب قلمی كه آثار ش را از سال 76 مورد مطالعه قرارداده ام و هر روز دنیا را از دریچه دست نوشنه هایش بهتر دیدهام باز چند روز پیش مطلبی با عنوان " در قصه ها خواهد آمد " ) را از اینترنت گرفتم و با دقت مطالعه كردم
چه زیبا یادآور شده بود :" ... آن کجاست جز آن که وقتی طول زندگی کسی را بیان می کنی از ابتدا تا انتها و می توانی لحظه های اصلی دل آن آدم را نشان دهی و آدم دیگری در فرصتی کوتاه مثل زمان دیدن یک فیلم، یا زمانی که برای خواندن یک رمان لازم است به تماشایش می نشیند، آن وقت ساده تر است فهم این که انسان چه حکایت شیرین و دردناکی است و جز رعشه هایی که بر دل آدمی می افتد در لحظه هایی از عمر هیچ چیز واقعی و ماندگار نیست. نه من که سال هاست چنینم، به نظرم بیشتر انسان های امروز را دیدن فیلم و یا خواندن داستان آدمی که ظلم دید و انتقام گرفت تکان نمی دهد، یعنی اصلا رغبتی به دیدن و خواندن بر نمی انگیزد بر خلاف سال های گذشته که خوب اگر به یاد آوریم بیشتر داستان هائی که خواندیم و فیلم ها که دیدیم شرح ظلمی بود و انتقامی. قهرمانان بیتشرشان وقتی قهرمان بودند که انتقام بگیرند و خونی را با خون دیگر بشویند و ... اما خوش به دل ما که ماندیم و دیدیم که جهان دیگرگون شد، نه به تمامی، اما اندیشه غالب آن دیگرگون شد، آدم های برجسته اش ماندلایی شدند و قهرمانان پیشین و انتقام جو از ذهن و اندیشه دور شدند و الگو ها دیگر شدند و لابد بر همین اساس است که من می گویم نسل های آینده، زندگی بهتری خواهند داشت که با ایده آل کینه و خونخواهی بزرگ نمی شوند".

و  این رویه در زندگی روزمره ما جاری است ما نیز هنوز در زندگی خانوادگیمان چون فیلم ها وداستان های گذشته انتقام جویی را سر لوحه كارهای خود قرار داده ایم از جامعه آموزش ندیده نباید انتظار داشت كه كاملا در صلح و صفا زندگی كنند  اما از  فراد تحصیل كرده انتظار هست و همچنین از نظام آموزشی وصدا وسیما كه در پروردن انسانهایی آزاده كه در صلح وصفا  زندگی كنند جدید به خرج دهند كسانی كه قبلا حسن بزرگشان این بود كه می گفتند تقنگ،گلوله ،فشنگ0در زندگی خانوادگی شان  انبان ذهنشان نیز پر است از طعنه ها و تیغ های زبان كه از گلوله و فشنگ و تفنگ كمتر نیست .
آموزش و پرورش رسالت دارد به نسل آینده بیاموزد چگونه انتقاد كنند و چگونه پذیرای انتقاد باشند.
تمرین كنند كارهای گروهی را كه جز لاینفك زندگی امروزی است و این انسان با خبر از همه جا و بی خبر از همسایه  بیشتر از تمام زمان ها در انبوهی جمعیت تنها ست  و باید به او روحیه جمع گرایی را آموخت .
16/10/84
محمد فایق مجیدی دهگلان


محمد فايق مجيدي

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 21:34  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

یادداشتی بر مصاحبه شاعری كه شعرش بوی غم دارد

 

مصاحبه سیروان با »عبدالغفار وارستگان« (نازك بین) شاعر سالهای دور رادیو و تلویزیون و چهره خاطره انگیز مردم كردستان از جمله این چهره هاست. این مصاحبه با واكنش فرهنگیان و مخاطبان سیروان مواجه شد و دوست عزیز ما آقای مجیدی از دهگلان یادداشتی توام با سوز و گداز بر این مصاحبه نگاشته اند كه از ایشان سپاسگزاریم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 21:33  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

گزارش سیروان از سه اختراع مخترع دهگلانی


8 خرداد 84

سیروان: »كریم مفاخری« از مخترعان متواضع و فروتن استان كردستان در روستای »باشماخ« دهگلان است

سیروان: »كریم مفاخری« از مخترعان متواضع و فروتن استان كردستان در روستای »باشماخ« دهگلان است او كه علی رغم ایده اختراع و ثبت آن به مراحل كاشت، داشت و برداشت دانه های گندم و جو در زمین چند هكتاری خود می اندیشد و در گفت و گو با سیروان ازدشت كویر و بی آبی جهان اختراع و ابتكار در كردستان می گوید. و دراین باره به بی توجهی مسئولان و مردم نسبت به جایگاه مخترع در جامعه اشاره می كند.  او كه از سال 67 از روی عشق و علاقه باطنی به ثبت و اختراع چند دستگاه با كاربرد در حرفه های كشاورزی ، راه سازی و صنعتی اهتمام ورزیده است با انتقاد از فضای موجود به تشریح كاربرد دستگاههای اختراع شده می پردازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 21:31  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

پرپره سینه م له ژان ئه ی داخه که م بو مه لحه می

سینه مالا مال درد است ، ای دریغا مرهمی

دل ز تنهایی  بجان آمد  خدا  را همدمی

 

پرپره سینه م له ژان ئه ی داخه که م بو مه لحه می

دل له ته نیایی وه گیان  هاتووه خودا یه  هاوده می

 

چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو

ساقیا  جامی به من ده تا بیاسایم دمی

 

چاوی چاکه ی کی له سووری چه رخی زووتیپه رهه یه

وه م حسینه  و  پیاله ییکم مه ی ده یه ساتی ! ژه می

 

خیز تا خاطر به بدان ترک سمرقندی دهیم

کز  نسیمش  بوی  جوی  مولیان  آیدهمی

 

هه سته تاکو و دل به وی تورکی سه مه رقه ندی بده ین

واله  سروه ی  بو نی  جوگه ی  موولیانی  دی  ده  می

 

زیرکی را گفتم این  احوال بین خندید و گفت

صعب روزی بوالعجب کاری ، پریشان عالمی

 

حالی دنیا یه م  له  پیتولیکی  پرسی  پیکه نی

پپی گوتم بروانه ئاخ و داخ و ده ردی عاله می

 

سوختم در چاه صبر از بهران  شمع  چگل

شاه ترکان فارغ است از حال ما ، کو رستمی

بو شه می شوخی چه گول سووتام له نیو چالی سه بر

روحی پیم دانا یه شای تورکان له کوی یه روسته می

 

در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست

ریش باد آن دل با درد تو خواهد مرهمی

 

را حه تی و خویشی له ریگه ی عیشق بازی دا به لان

دل  به لا  بیشی  به  زامت  گه ر  بخوازمی  مه لحه می

 

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست

رهروی باید جهان سوزی نه خامی بی غمی

 

میری نازنازی له کو و چه ی زیره کان ریگه ی نیه

پپی ده وی ریبواری  دنیا دیو  ،  نه خاو بی خه می

 

آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست

عالمی دیگر بباید  ساخت وز نو آدمی

 

ئاده می  له و  عاله می   خاکی   په یانابی  ده بی

عاله میکی دی دروست بکریت و له نوی ئاده می

 

گریه ی حافظ چه سنجد   پیش استغنای عشق

کاندرین  دریا  نماید  هفت  دریا  شبنمی

 

نایه نی گریانی حافز هیچ  له لای  به  حری ئه وین

چونکه حه و ده ریا له لای ئه و نانوینی شه و نه می

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 20:28  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

معلم عزیزم سلا م

 

من یکی از شاگردان بی استعداد کلاس شما هستم . من چیزهایی

 

 آموخته ام می دانم  شما پس ازباز نشستگی هم نخواهی آ موخت

 

 من آموختم که بی استعداد نیستم اما محکوم روش های غلط

 

 آموزشی بوده ام


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 20:25  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

معلم خوبم ،و تو ادامه دادي ،

پرندگان سينه سرخ خواندند و خواندند و خواندند ،

 

اما تو معلم ادامه دادي

 

در آخرين ساعت روز

 

آخرين ساعت روز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 20:23  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

مهارتهای زندگی

 

سازمان بهداشت جهانی مهارتهای زندگی را با عناوین دهگانه زیر مشخص کرده است .

1-مهارتهای خود آ گاهی

2- مهارت همدلی

3- مهارت روابط بین فردی

4- مهارت ارتباط موثر

5- مهارت مقابله با استرس

6-مهارت مدیریت بر هیجانها

7- مهارت حل مسئله

8 مهارت تصمیم گیری

9- مهارت تفکر و اخلاق

10-مهارت تفکر نقاد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 20:22  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

ديگر ازاري

 

پائلولوفريره بنيان گذار اموزش بزرگسالان مي نويسد:

 

 

پربسامدترين شکل ظهور تمايلات خود ازاري عبارت از احساس ناتواني  بيهودگي  وبي ثمري است.

که در کنار تمايلات خود ازاري دقيقا عکس انها يعني تمايلات دگر ازاري نيز معمولا در دست از افراد وجود دارد.

او سه نوع تمايل ديگر ازاري متبط با يکديگر را نام مي برد که حالت سوم ان اين گونه است:

(( در حالت سوم تمايل به وادار کردن ديگران به رنج کشيدن و يا تماشاي رنج بروز مي کند.اگرچه اين رنج ميتواند جسمي باشد اما اغلب رنج ذهني خواهد بود که هدف ان خوار کردن پريشان کردن و يا قراردادن افراد در موقعيت هاي حقارت اميز و پريشان کننده مي باشد))

نظام اموزشي ما امروز نظامي شکست خورده است و دلايل ان وقتي اشکار مي شود که دو نفر فارغ التحصيل از اين نظام از يک فرهنگ و با يک اموزش مي خواهند زندگي مشترکي را را شروع کنند.در سر اغاز زندگي مشترک تضادها و تعارض ها شروع مي شود . و در اين ميان است که دو انسان ستم پذير وقتي به هم گره مي خورند خود ازاري و يا ديگر ازاري شروع مي شود.

اگر فريره معتقد بود با انسان سرکوب شده هيچ توسعه اي امکان پذير نيست به درستي دريافته است و من هم عملا تجربه کرده ام که اين گونه است.اغلب انسان هاي ستم پذير ديگران را به رنج وا مي دارند و البته به رنج ذهني نه جسمي.

نمونه هاي اين ستم پذيري و ديگر ازاري در خانواده هاي جهان سوم بسيار است.

سرگذشت انسان هاي شرقي مملو از ديگر ازاري ذهني  خوار کردن  پريشان کردن  يا قرار دادن افراد در موقعيت هاي حقارت اميز است.

هر گاه اين ديگر ازاري ها به اوج مي رسد خانواده ها متلاشي مي شوند  اعتياد  طلاق  ترک خانه ... از پيامد هاي اين خشونت هاست.

کمتر خانواده اي در مشرق زمين از اين بلايا در امان است گويا خشونت بايد هميشه چاشني زندگي انها باشد.

انسان عقب مانده کمتر کسي را قبول دارد.

و کمتر حق حضور ديگري را رعايت مي کند.

انسان عقب مانده به نظر و عقيده مخالف اعتنا نمي کند و فقط همفکران و همنظران خود را سزاوار احترام مي داند انسان ستم پذير نه تنها مخالف را قابل احترام نمي داند بلکه او را در خود هتک منزلت و حرمت هم ميداند و با کمترين اختلاف نظر خط بطلان بر هستي ديگري مي کشد.

صاحب نظري مي نويسد:(( غالبا هر کس در پي ان است که ديگران پيروش باشد.))

واين وقتي که در ميان خانواده ها نمود مي کند مشکلات فراواني را به وجود مي اورد .که نتايج اسف بار ان در جامعه ديده مي شود .

(( کيميا گر حکايت مردي است که به جست و جوي گنج ترک خانه و ديار مي کند و سر به بيابان مي گزارد و دست اخر متوجه مي شود که گنج در خانه خودش نهته است ))

ترنت رزنورو گروه

امروز خودم را زخمي مي کنم

تا ببينم که اگر هنوز مي توانم چيزي احساس کنم

روي درد

تنها حقيقت جهان مکث کنم

سوزن حفره اي مي گشايد

زخمي  قديمي و اشنا

مي کوشم ان را از ميان بردارم  اما همه چيز را به خاطر مي اورم چه دارم؟

بهترين دوستم

و هر انکس که مي شناختم

سر انجام رفت

تو مي توانستي همه ان را داشته باشي.

مي خاهم اين امپراتوري لجن مال را به تو واگزارم

مي خواهم برايت زخمي بسازم

تاجي از کثافت بر سر مي گذارم

و روي تختي دروغين مي نشينم

سر شار از افکاري شکسته

نمي توانم زندگي را از نو بسازم

احساسات نا پديد مي شوند

تو هم مثل انهايي

من هم هنوز اينجام

و اگر مي توانستم دوباره شروع کنم

تا دور ها مي رفتم

تا خود را حفظ کنم

تا راهي بيابم

 

 

 

 

 

٢٩/٤/٨٦

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 18:3  توسط محمد فایق مجیدی دهگلان  | 

نمي توانم بدون اختراعم زند گي کنم

نمي توانم بدون اختراعم زند گي کنم

ديروز ٢٠ اسفند ٨٥ در روز نامه اعتماد مطلب با عنوان «نمي توانم بدون اختراعم زند گي کنم »چاپ شده بود که محتوايش گفتگو با مخترع تلفن همراه بود نکاتي از اين گفتگو را در زير مي آورم :

- مخترغ تلفن همراه مردي ٧٧ ساله به نام دکتر مارتين کوپر است

- او سالهاي پيش به عنوان مهندس الکترونيک در شر کت موتور و لا کار مي کرد .

- اولين کسي بود که گوشي قابل حمل را ساخت .

- اولين کسي بود که با گوشي تلفن همراه يک کيلو گرمي اش در سوم آوريل ١٩٧٣ صحبت کرد .

- کوپر ايده ساخت  گوشي همرا را از يک فيلم پر بيننده ذر آن زمان گرفت

-  در يکي از صحنه ها ي فيلم علمي تخيلي «پيشتازان فضا» يکي از شخصيت هاي اصلي سريال با يک گوشي بي سيم حرف زد و با ديدن اين صحنه ايده ساخت تلفن همراه به ذهن کوپر الهام شد .

- او اولين تماس تلفني اش را با رقيبش آقاي جو انگل گرفت .

- شر کت من در حال حاضر روي چيزي کار مي کند که ما فکر مي کنيم همان آينده است .

- اين که اينترنت بي سيم در هر جايي به راحتي وجود داشته باشد .

- من فراتر از همه تصورات ، با داشتن رضايت و خشنودي از انجام چيزي که از دستم بر مي امده ، ثر وتمند هستم .

مرد سال عنواني که مردم هر ديار ممدکت در پايان سال او را انتخاب مي کنند . هر چند روزنامه و مطبوعات و صدا و سينما مرد سال ما را به چيزي نمي گيرد اما من مي خواهم امسال مرد سالم را انتخاب نمايم .

از ديار خويش شروع مي کنم و انهايي را که مردانه در راه آزادي قدم نهدند به تربيت اهميت و مهم بودن کار ها رديف مي کنم در اين ميان شير زناني هستند که مي توانند از مردان مرد تو باشد و سزاوار تر براي انتخاب  مر د سال

ابتدا خانم رويا طلوعي بايد نام ببرم که يک تنه مي خواست زنان کرد و ايرانيان را به سر منزل سعدت رهنمود باشد و از درد خود سوزي ها در هفته نامه را سانش مي نوشت وقتي يک بار اورا درک براتوارش ملاقات کرم جمله اي را از نويسنده اي براش نقل کردم دفترش را از جيبش در آورد و يادداشت نمود .

و بعد از او بايد از مظفر پر تو ماه بگويم که مر گش زود هنگام و بي سر و صدا بود مردي که جامعه اش  به اندازه ي مرگ يک خواننده بازاري برايش متاسف نشد .

خواننده کرد سعد الله نصيري که سوزي در آوازيش است و با تمام و جودشعاري را که سراسر پيام صناو صداقت و دوستي است مي خواند .....

شير کوه بيکس يادم نمي رود چرا که مي خواهد واژه هاي مرده اجداديمان را زنده نگه دارد و او فرياد کردستان است . او تاريخ سليمانيه است او کورسي اش به گذشته مي رود تا براي مان اينده را ار مغان اورد او منادي صلح و صفا و فر هنگ است .

 در ان طف مرز کسي ديگر قلم بر گرفته تا دولت داشتن را به ادميان بياموزد و او کسي نيست جز شاعر بزرگ کرد لطيف هلمت

- مي روم مادر

- اگر نيامدم

گل مي شوم

در کوهستان ....

مي روم مادر

اگر نيامدم

جانم واژه هاي

همه شعراي ازاده شده است .

امسال مرد سالي را در کردستان تر کيه شناختم پرواز مي کنم به سر زمين خويش و اين بار از مسعود بهنودي مي گويم که مي خواهد و انها را ه گشا است و بهنود که مي خواهد با لبه تيز طنزش زخم هاي لاعلاج و سر طاني جامعه اش را جرا مي کند اوست که زيبا مي گويد در باره وضعيت اسف بار معلمين :

«وزارت اموزش و ژرورش تعهد مي کند که براي بهبود وضع معلمين کشور سه ماه قبل از انتخابات حياط  تمام مدارس را مجددا اسفالت کند تا مشکلات مالي معلمان هم حل شود .

و يا عبد الکريم سروش که مي خواهد روشنفکر ديني بماند و سقف معيشتش نمونه اي از روشنفکري است .

و به سنندج بر مي گردم اين بار مدير پر تلاشي را به نام خليل کريمي که مي خواهد ارزش هاي ديني علمي و بو مي نهادينه شود او ٥ سال است با لباس کردي در اداره حضور پيدا مي کند و روز هاي دوشنبه به همه واحد هايش سر مي زند ،و کلاس هاي مديريتي اش نمادي از تلاش اوست .

و اما هيچ کدامشان را بر نگذيدم و اين بار من هم چون ان نويسنده ي که سال ٧٦ فعلي را انتخاب نمود به نام طمئينه من کلمه اي ديگر را بر مي گزنيم به عنوان مرد سال و ان صلح است .

- نگاهي به تاريخ گذشته به ما مي اموزد که هر گاه ان يار سفر کرده به دياري روي نمود علم و دانش حکمت ،فلسفه ، در پناه او در سعادت مي زيستند .

- انگاه که صلح از ديار فارس بر خاست سعدي رفت و بر نگشت تا ارامش به سر زمينش قدم رنجه نمود و در زير سايه او خرمن ٥٠ سال سفر را بوستان و گلستاني کرد که دست خزان بدان نرسد .

يادم رفت ان يار سفر کر د چون به شبه جزيره چجاز باز امد پيامبر حضرت ابوبکر ،عمر ،عثمان ،علي را پرورد و انها نيز امپراتوري اسلامي را تا قرن هشتم که منادي صلح و صفا و دوستي و مهر و محبت بود به وجود اوردند .

ان يار سفر کرد سالها است به اروپا و امريکا رفته است و موجب شده است هر سر زمين هزاران اديسون به جامعه بشر ي هديه کنند تا قانون قهر مان پروري بشکند .

انها مارتين کوپر را به دنيا هديه کردند تا او مو بايل را به انسان هديه کند و خود بگويد :من فراتر از همه تصورات ، باداشتن رضايت و خشنودي از انجام چيزي که از دستم بر امده ثر وتمند هستم .

و يا هر شاعر يا نويسنده اي کهدر فراق ان يار سفر کرده مطلبي سروده يانگاشته است قابل ستايش است .

تا يادم نرفته ان کرد بچه را بايد بگويم که با زماني براي مستي اسب ها گام برداري پرده و سينما ي جهاني نهاد و با اواز ها سر زمين مادري و لاک پشت ها پرواز مي کنند خواست مظلوميت کردها را به جهان بنماياند و اثارش با ان همه نقد و نظر ماندگاري ماند .

از عبد غفار پير نازک بين سنندج چيزي نگفتم چرا که هنوز هم اثارش چشم انتظار صاحب کردي است تا قدم پيش نهد و به چاپ اشعارش که سراسر  مهر و دوستي و صفاست بپردازد .

و از گروه طنز پرد از خه م ره وين که با نمايش هاي طنز شان مي خواهند لبخند و شادي را به خانه هاي مردم کرد بياورند همچون مهران مديري که باغ مظفر ش هم جالب و اثر گذار