به شاعر،برادر،علیرضا قزوه در پاسخ غزل آن مهربان بامطلع
((از شب کوچه و از صبح خیابان چه خبر؟
بی خبر نیستم از ایمان،ازنان چه خبر؟))
با درود و دعا.مرتضی امیری اسفندقه
رفتی انجا و نوشتی که از اینجا چه خبر؟
خبری نیست برادر تو بفرما چه خبر؟
هند ایا خبر از قرن تهاجم دارد
قرن ناباوری و غربت و غوغا؟چه خبر؟
خبرش هست چه واقع شده در قرن هجوم؟
یا نه محو است در ایینه رویا؟چه خبر؟
اقتدا کرده به شیدایی و شور((نهرو))؟
یا فرو رفته در ارامش ((بودا))؟چه خبر؟
دیده ای مقبره((شاه جهان))را ایا؟
رفته ای((تا ج محل))را به تماشا؟ چه خبر؟
چه خبر از نفس سرخوش((باگوان راج نیش))؟
از نگاه و نظر و نقد((اچاریا))چه خبر؟
از کف((سای بابا))خاک شفا می بارد؟
می نشینند سر راهش آیا؟چه خبر؟
خواندم اما نشد و بین شش و بش ماندم
چند خط است در ان زاویه((چاکرا))؟چه خبر؟
هند گفتند که هفتاد و دو ملت دارد
راست گفتند؟بگو شاعر شیدا!چه خبر؟
دهلی انگار خراسان سخن در هند است
از غزل های درخشان و شکوفا چه خبر؟
قوم ایران خبر از رای((برهمن)) دارد
هند دارد خبر از رای ((اهورا))؟چه خبر؟
ما خبر داریم از((گاندی))و((بودا))آیا
هند دارد خبر از((مزدک))و((مزدا))؟چه خبر؟
چه خبر در هند از نغمه((زند))و((پازند))؟
راستی در هند از ((ارداویرا))چه خبر؟
چه خبر از((اوما شانکار))؟چه خبر از ((تاگور))؟
از طلسمات عجایب هله!هو!ها!چه خبر؟
ما((اوپانیشاد)) و((مها بها))را خواندیم
خوانده در هند کسی هیچ((اوستا))؟چه خبر؟
چه خبر در هند از معبد و دیر و مسجد؟
رفته ای هیچ در آنجا به کلیسا؟چه خبر؟
هندیان را بگو از اوج ((ماهاراجه ها))؟
هندیان را بگو از نکبت ((رکشا)) چه خبر؟
صدف معرفت هند چه دارد آیا؟
هیچ دارد آیا لو لو لا لا؟چه خبر؟
از خدا و خر و خرما خبری هست آیا؟
از خدا هست،بگو از خر و خرما چه خبر؟
هند با حیرت و تردید تلاقی دارد؟
یا گذر کرده از شاید و اما؟چه خبر؟
((مشی))و((مشیانه))نه در هند فرود آمده اند؟
راستی در هند از آدم و حوا چه خبر؟
از تولی چه خبر داری در هند آیا؟
خبری هست در آنجا ز تبری؟چه خبر؟
گاندی گفت: حسین بن علی رهبر ماست
هله! در هند بگو از غم مولا چه خبر؟
کرده هند آیا آن گمشده دیرین را
در چنین عصر فلاکت زده پیدا؟ چه خبر؟
چند شب پیش به کوی تو گذارم افتاد
خواهی آیا که بدانی به مصلا چه خبر؟
در مصلا شب شعر خبری ،بر پا بود
خبری بود در آنجا و شگفتا چه خبر؟
من و رحمانی با رهبری قلعه قوند
رفته بودیم ببینیم در آنجا چه خبر؟
شعر خواندیم و نشد مثل همیشه خبری
و نگفتند به ما چیزی، حتی چه خبر؟
ساعتی هدیه به ما داد دبیر شب شعر
تا بدانیم دقیقا که به دنیا چه خبر!
تا نیفتیم عقب از تپش ثانیه ها
تا بدانیم چه امروز و چه فردا،چه خبر؟
آمدم خانه زنم گفت: چه شد؟گفتم: هیچ...
گفت با طعنه که ها! شاعر والا!چه خبر؟
گفتم: آخر خانم ... گفت مگو تکراری ست
از خودت هیچ نمیپرسی ، آقا!چه خبر؟
هیچ می پرسی از سوشی و بنیامینت
هیچ می دانی از درس علیسا چه خبر ؟
رفت تابستان و آه که کولر نرسید
هیچ می پرسی از موسم سرما چه خبر؟
گر اثاث تو بریزند به کوچه از نو...
هیچ می پرسی از روز مبادا چه خبر؟
پرسشی دارم اگر گریه اجازت بدهد
مهربان در هند از حضرت زهرا(س) چه خبر؟
روضه ای نذر کن ای دوست به نام بی بی
و مگو هیچ در آن روضه دریغا! چه خبر؟
و مگو هیچ در آن روضه چها رفت و چه شد
و در آن روضه مگو از که و کها چه خبر؟
و در آن روضه فقط گریه کن و ساکت باش
و در آن روضه مگو هیچ خدا را! چه خبر؟
و مگو هیچ چرا قبر بی بی مخفی ست
و مگو هیچ،نه گویا نه به ایما،چه خبر؟
هر که پرسید چرا گریه؟ بگو با گریه:
از خداوند بپرسید،خدایا!چه خبر؟
کاغذم پر شد و خالی نشدم از فریاد
چه بگوید به تو این شاعر تنها چه خبر!
شعر شفاف تو را دست معینی دیدم
برگ زد حضرت استاد به من با چه خبر!!
بی تو من در وطن خویش غریبم قزوه!
چه خبر؟ ها! چه خبر؟ها!چه خبرها چه خبر؟!
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 7:19 توسط علی رضا قزوه |
62 نظر
داغ ، داغ است ولي داغ برادر... قيصر!

گرچه من می شکنم در خود يكسر، قیصر!
مرگ حق است، تبسّم کن و بگذر، قیصر!
مرگ، پايان كبوتر نيست، وقتي بي بال
تا خدا پل زده اي مثل كبوتر، قيصر!
نام تو شهره تر از قاف شده ست اي سيمرغ
باز هم پر بگشا در خود بي پر، قيصر!
مرگ مرگ است ولي مرگ تو مرگي دگر است
داغ ، داغ است ولي داغ برادر... قيصر!
راستي مرگ چه جوري ست؟ مرا مي بيني؟
چه خبرداري از عالم ديگر، قيصر!؟
نقدهايت همه غوغا بود غوغا، "سيد"!
شعرهايت همه محشر بود ، محشر، قيصر!
جامة خاك به تن كردي و يادم آمد
از شب خون، شب آتش، شب سنگر،قيصر!
شعرهاي تو همه معني قرآن بودند
"آيه" اي داري چون سورة كوثر، قيصر!
تيغ مي چرخد و من سينه زنان مي گريم
در دلم هلهلة حيدر حيدر، قيصر!
پيش تر از من دلتنگ گذشتي ، بگذر
ما همه مي گذريم آخر از اين در، قيصر!
این غزل همزمان با مراسم دفن قیصر در گتوند و با یادش در دهلی نو سروده شد.
برگرفته از وبلاگ عليرضا قزوه