طرح مدرسه بی نقض
( تحول در سطح كلاس و مدرسه )
هر كلاس درس يك مدرسه
هــر معلم يك مــدير
هر دانش آموز يك محقق و پژوهشگر
هر ولي يك مشتري دانا
هر مدير يك رهبر آموزشي
هر مدرسه يك سازمان يادگيرنده
هرمربي يك الگوي اخلاقي
مقدمه
سالهاست كه با بهترين دوران عمرم از كودكي و نوجواني گرفته تا امروز كه بيش از عمرخودم را از خداوند به عنوان امانت تحويل و هزينه كرده ام بهترين و بيشترين اين ايام را در كلاس و مدرسه و با انش آموز و معلم و مدير و كتاب و . .. گذرانده ام از زيباترين خاطراتم تا تلخ ترين آن در اين مكان و با اين انسانها بوده است و مي توانم ادعا كنم كه عاشق همه اين مجموعه با ارزش بوده و هستم و خواهم بود اما هيچ گاه به دلايلي توان تعريف درست و منطقي و قابل قبول و قابل فهمي را در اين زمينه نديده ام و نتوانسته ام اين تعريف جامع را ارائه دهم شايد دليل آن بدون شك وسعت و گسترش مأموريت اين واژه هاي مقدس در آموزش و پرورش باشد و يا تغييرو تحولي بنيادي كه در مأموريت اين اماكن و نيروي انساني ايجاد مي شود كه تعريف ثابت را غير ممكن يا مشكل مي سازد . با اين اعتقاد مي توان گفت مدرسه يك موجود زنده است موجودي كه متولد مي شود ، تغذيه مي كند ، حركت مي كند ، هدف دارد ، و هميشه در حال تلاش در جهت تكامل است. اعضاء و جوارح اين موجود زنده عبارتند از دانش آموزان ، معلمان ، مربيان ، اداره كنندگان وابزارو اسباب آن فرايند ها ، كتاب ، محتوي ، اهداف و فكرو انديشه انسانها است كه دريك محيط كار و تلاش مي كند و همديگر را كمك و براي رسيدن به هدف حركت مي دهند . مدرسه تركيبي است از مجموعه ها و زير مجموعه ها ي گوناگون پر از كنش ها و واكنش ها يي كه هرگز نمي توان آن را در چهارچوب يك ارگان يا سازمان « بسته» كه فعاليت هاي دروني و بروني محدود و محقر دارد محصور كرد در( مديريت و رهبري اين موجود پر رمز و راز ناگزير بايد از خود شهامت نشان داد تا بتوان مدرسه را با دنيايي « باز» و ديگر پذير ، خالاقيت ها ، سازندگي ها نوجواني ها و نوجويي هاي نهفته در فطرتش آشنا كرد) . اين مدرسه مانند موجود زنده نياز به خلاقيت و ابتكار عملي دارد و خلاقيت و ابتكارعملي فقط در محيط هايي مي تواند رشد كند كه مديران هميشه تفكر يك مدير تازه كار را داشته باشند هر روز تلاش نمايند . بهتر از گذشته عمل كنند . و هر روز بپرسند امروز چه كار جديدي در مدرسه انجام داده ام تا اين موجود زنده با نفس هاي جديد تفكر و عمل من زنده بماند و راه تكامل را طي مي كند واين طرح راهي است نو واهدافي جديد براي حركت در اين مسير كه انشاء الله اهداف آن تحقق پيدا كند .
بيـان مسئـله
آنچه در بانك مشكلات در سطوح مختلف و تقسيم بندي هاي موردي در اين ارتباط حائز اهميت است وجود مشكلات اساسي در مدارس آنهم در ستون هاي اصلي آموزش و پرورش يعني كلاس ، مدرسه ، معلم ، دانش آموز ، مدير و اهداف عاليه و مورد انتظار است مدرسه اگر يك موجود زنده است اين موجود زنده براي زندگي جديد نياز به تفكر جديد ، حركت تازه ، اهداف نو و گذر از نقص هاي گذشته و جلوگيري از تكرار آنها داردكه بر اساس اين طرح و با نشان دادن مصاديق يك مدرسه بي نقص براي تحقق اين مصاديق و اهداف مورد نظر راهكارهاي اجرايي و دروني با رويكرد تحول آفريني در سطح كلاس و مدرسه مورد نظر و تأكيد است . تا بتوان در همه ابعاد يك كلاس آموزشي ، پرورشي ، جسمي روحي ، علمي و ديني و اخلاقي و ارزشي و . . . و در همه زمينه ها امكانات و نيروي انساني و مشتريان و ناظران و كار فرمايان اين موجود زنده نگاهي نو با باورهاي نو ارائه داد و با تفكر جمعي و حمايت جمعي به آن جايگاه يعني مدرسه بي نقص نزديكتر شويم .
ضرورت اجراي طرح
آنچه پيرامون ما اتفاق مي افتد و ما را وادار به تفكر عميق مي نمايد در واقع ضرورت تحول است و تحول نه با حرف و نه با عمل بدون برنامه ممكن نمي شود بنا بر اين امروز نيازمند تحولي از درون و از جز به كل هستيم تا امكان شروع و تحول آفريني بر اساس امتيازات و تجربيات را براي ما فراهم نمايد . نظر به سياست هاي كلي نظام در وزارت و سازمان متبوع و زمينه هاي فراهم شده در چند سال قبل در اين ناحيه ضرورت ايجاب مي كند تا از سطوح كلاس و مدرسه اقداماتي عملي اعمال و در حد وسعت فكر و انديشه و امكانات و نيروي انساني واختيارات در سال تحصيلي جديدو در ابعاد مختلف برنامه ريزي و اقدام عملي صورت پذيرد .
اهداف مورد نظر
1- ارتقاء كيفيت آموزشي و پرورشي در دوره هاي تحصيلي درابعاد وامورمختلف
2- ظرفيت سازي و استفاده از فرصت هاي موجود در زمينه تحول درسطح كلاس و مدرسه
3- افزايش پاسخگويي آموزش و پرورش به نيازهاي جامعه و خانواده ها درابعاد فرد و اجتماعي
4- تقويت مديريت مدارس درسطح كلاسهاي درس وآموزشگاه
5- ايجاد زمنيه پرورش خلاقيت ، نوآوري در بين دانش آموزاندردوره هاي تحصيلي
6- ايجاد باور (ضرورت تفكر امروز بهتر از ديروز و فردا بهتر از امروز ) در مدارس به عنوان فرهنگي سازماني
7- ارتقاء مشاركت در مدارس ( دانش آموز، معلم ، اولياء و . .. )
8- بهبود روش ها و سيستم مديريتي در مدرسه بصورت مستمر
9- ايجادرضايت مشتريان مدرسه به صورت دائم
10- افزايش رشد و تعالي انساني دانش آموزان
11- ايجاد زمينه رشد و تعالي در زمينه مسئوليت پذيري دانش آموزان
12- ايجاد زمينه دانش آموز و معلم محوري در محيط آموزشگاهها وتحقق مدرسهو زندگي
13- حفظ منزلت و جايگاه معلمان در محيط آموزشي توسط دانش آموزان ومشتريان
14-ايجاد انگيزه براي تبديل هر معلم به يك مدير درمدرسه
15-ايجاد زمنيه و هدايت دانش آموزان به عنوان پژوهشگر ومحقق به عنوان محصول مدرسه
16-ايجاد زمنيه تبديل مديران به رهبران آموزشي
17-تبديل اولياء مدرسه به عنوان مشتريان دانا
18-تبديل مدرسه به سازمان يادگيرنده
مصاديق عملي و مورد انتظار
براي رسيدن به اهداف مورد نظر و تحقق مدرسه بي نقص موارد اساسي ذيل مي تواند مصاديق بارز اين اهداف باشد .
1- هر كلاس يك مدرسه
2- هر معلم يك مدير
3- هر دانش آموز يك محقق
4- هر اولياء يك مشتري دانا
5- هر مدير يك رهبر آموزشي
6- هر مدرسه يك سازمان يادگيرنده
تعاريف مصاديق عملي طرح
1- هر كلاس درس يك مدرسه
در ساختار سازماني آموزش و پرورش مدرسه از جايگاه خاصي برخوردار است و در ساختار واحدهاي آموزشي كلاس هاي درس پايتخت هر مدرسه محسوب مي شود بنا بر اين اعتقاد همه فعل و انفعالات و فعاليت ها در تمامي ابعاد براي دانش آموز در كلاس درس اجرا و عملياتي مي شود كه اهم اهداف و انتظارات در كلاس درس را مي توان به شرح ذيل اولويت بندي نمود.
الف) كلاس مكاني براي
1- رشد و تعالي انساني در دانش آموزان
2- پرورش توانايي ، تفكر ، خلاقيت ، ابتكار ، نوآوري و تفكر انتقادي و علمي دربين دانش آموزان
3- ايجاد فرصت و انگيزه براي فعاليت دانش آموزان دردورههاي تحصيلي
4- پروش دانش آموزاني پرهيزكار و پاكدامن
5- تربيت دانش آموزان با نشاط وبا انگيزه
6- دروني كردن ارزش هاي اخلاقي ، باورهاي اسلامي و ملي دربين دانش آموزان
7- ارتقاء بهداشت رواني و مهارت زندگي دانش آموزان دورههاي تحصيلي
8- پرورش دانش آموزان منضبط ، قانون پذير و منظم
9- كسب مهارت در 1- يادگيري ( براي خواستن ، دانستن ، توانستن،باور كردن ، عمل كردن و مسئوليت پذيري )
10- رقابت پژوهشي در بين دانش آموزان و آموزش تحقيق و پژوهش به دانش آموزان
ب) امكانات مورد نياز براي تحقق اهداف و انتظارات در هر كلاس درس
آنچه كه مسلم است و نيازي به تحقق ندارد اين است كه براي رسيدن به اهداف و انتظارات مورد نظر در كلاس هاي درس امكانات فيزيكي مورد نياز بر اساس شرايط روز بايد پيش بيني و تأمين گردد .
امكانات مورد نياز در دوره ابتدايي
امكانات هر كلاس در دوره ابتدايي بايد به تناسب دوره و پايه تحصيلي و سن دانشآموزان باشد تا دانش آموز فرصت رشد همه جانبه هم از نظر آموزشي ، پرورشي ، روحي رواني و جسماني را داشته باشد يعني در هر كلاس به تناسب كتب درسي و فعاليت هاي فوق برنامه امكانات پبش بيني و تأمين گردد . علاوه بر تمامي امكانات مورد نياز در هر كتاب درسي و هر پايه جهت نصب و راه اندازي در كلاس هاي درسي كتابخانه ويژه هر پايه و كتابخانه معلم هر پايه و وسايل ورزشي در كلاس هاي درسي امري ضروري است .
منابع تأمين امكانات كلاس ها
1- دانش آموزان ، از طريق ساخت وسايل و امكانات يا كاردرستي آنان و يا هديه دانش آموزان به كلااس خود
2- معلمان : از طريق خريد و يا درست كردن وسايل و امكانات مورد نياز هر پايه و جهت استفاده خود در تدريسپايه ورشته تحصيلي
3- اولياء دانش آموزان : از طريق جلب مشاركت و هدايا به عنوان تأمين وتجهيز كلاس هاي درس فرزند خود به عنوان مشتريان دانا به امورآموزش و پرورش
4- سرانه و كمك سرانه آموزشگاه
5- ساير منابع از طريق مشاركتهاي مردمي وسازمان وادارات
امكانات مورد نياز در دوره راهنمايي
در اين مرحله به جاي هر پايه يك كلاس هر رشته درسي يك كلاس اختصاص خواهد يافت و تمامي و سايل و امكانات و تجهيزات و امكانات مورد نياز هر رشته درسي و كتابخانه مربوط به هر درس و كتابخانه دبير هر رشته در كلاسها مستقر تا هم دانش آموز و هم دبير براي تحقيق و مطالعه بيشتر نيازي به بيرون از كلاس پيدا نكرده و از امكانات درون هر كلاس بر اساس رشته استفاده نمايد و منابع تأمين كننده كلاس ها بر اساس رشته از عامل دانش آموز ، معلم ، اولياء ، سرانه دولتي ومشاركت خواهد بود .
2- هر معلم يك مدير
در شرح ساختار كلاسهاي درس كه مجموعه اي از انسانها با فرهنگ متفاوت و خانواده هاي متفاوت و باورها و اعتقادات متفاوت در قالب دانش آموزان كه از نظر دانايي و تفاوت هاي فردي هم با همديگر متفاوت مي باشند و با توجه به نيازهايي كه در كلاس هاي درسي وجود دارد اهم اهدافو انتظارات اساسي آنان ، معلمان بيش از هر كس ديگري در ساختار آموزش و پرورش نيازمند توانايي ها و مهارت هاي ويژه مديريت براي ايفاي نقش خود در بكارگيري مهارت و حرفه مديريتي در كلاس مي باشند . هر معلم در كلاس يراي اداره كلاس و تحقق اهداف و انتظارات نيازمند برنامه ريزي ، سازماندهي ، رهبري ، نظارت و كنترل و ارزيابي است كه اين عوامل مهم مي تواند در مديريت كلاس ها نقش اساسي را ايفاء نمايد . اهم انتظارات از يك معلم در كلاس درس بشرح ذيل است :
1- مديريت كلاس داري
2- ارائه روش هاي تدريس نو جهت تفهيم مطالب محتوي كتب درسي
3- ارائه روابط انساني با دانش آموزان ساير معلمان و مدير و اولياء در جهت تحقق اهداف
4- تجزيه و تحليل وضعيت اجتماعي ، فرهنگي و آموزشي در سطوح مختلف
5- آموزش مهارت زندگي به دانش آموزان و پيش بيني و آينده نگري براي آنان
6- تربيت يك عضو سالم اجتماعي ، خانوادگي ودر توسعه همه جانبه جامعه
7- تربيت دانش آموز پژوهشگر و محقق
8- الگو شدن براي دانش آموزان در زمينه علمي ، ديني ، اخلاقي انضباطي و قانونمداري
9- ايجاد فرصت هاي مستمر براي ارتقاء سطح علمي دانش آموزان
10- ايجادرضايت مندي مشتريان آموزش و پرورش
و آخرين انتظار اداره هدايت يكي از كلاس هاي درس به عنوان مدرسه اي كوچكتر بر اساس اهداف و برنامه ريزي هاي آموزشگاه و پيوند اين حلقه ها به همديگر جهت تحقق اهداف و برنامه سالانه مدرسه و تحقق اهداف و مصاديق طرح
راهكارهاي اجرايي مورد نظر
1- مطالعه و تلاش در زمينه پايه يا رشته مورد تدريس بصورت مستمر
2- همكاري يا عضويت سرگروه آموزشي در آموزشگاه
3- حضور و شركت فعال در جهت توزيع دانايي و توانايي در جلسات شوراي مستمر كيفيت جامع
4- شركت در جلسات هيأت علمي ناحيه و طرح و بررسي محتوي كتب درسي در هر زمان
5- شركت فعال در اتاق تحول آفريني در هر رشته تحصيلي
6- تشكيل كميته تحقيق وپژوهش دركلاس ها وهدايت دانش آموزان
7- بررسيجدي راههاي تحول آفريني دركلاس درس وسايرساختار موجود نظامآموزش و پرورش
8- بكارگيري مهارت وحرفه معلمي درجهت ارائه روشهاي تدري نو
9- آشنايي دانش آموزان با واقعيتهاي جهاني
10- الگو بودن براي دانشآموزان درهمه ابعاد وشخصيت ايدهآل
3-هر دانش آموز يك محقق و پژوهشگر
در آموزش و پرورش اغلب كشورهاي پيشرفته دنيا چكيده تحصيلات در هر دوره تحصيلي توانا كردن دانش آموز براي تحقيق و پژوهش پيرامون مسايل شخصي ، خانوادگي ،كاري و اجتماعي است بنا بر اين اعتقاد دانش آموز در هر پايه و دوره تحصيلي بايد توان تحقيق مسايل و امور مهم زندگي خود و خانواده و در سطح ملي و جهاني را بر اساس آموخته هاي علميخود داشته باشند .
انتظارات اساسي از دانش آموزان در هر پايه و دوره تحصيلي
1- توانايي تفكر خلاقيت ، نوآوري بر اساس پايه و دوره تحصيلي
2- كسب مهارت هاي زندگي و بكارگيري آموخته هاي خود در مراحل زندگي بر اساس پايه و دوره
3- توان تحقيق و پژوهش در زمينه تحصيلي و كسب علاقه در دروس يا رشته اي در اين زمينه
4- مهارت پذيرش مسئوليت پذيري در ابعاد شخصي ، خانوادگي ، اجتماعي و . ..
5- كسب علاقه و انگيزه در تقويت هويت ملي ، ديني و اخلاقي
6- كسب آموزش هاي ديني و مذهبي و بكارگيري آن در زندگي شخصي و خانوادگي و اجتماعي
7- انگيزه و احساس تعلق و تعهد به جامعه و پذيرش مسئوليت و خدمت به آنان
8- رعايت احترام و ادب به خود و ديگران
9- احساس آرامش و عامل آرامش براي ديگران بر اساس آموزه هاي هر پايه و دوره
10- تلاش در جهت كسب علم و دانش و علم آموزي به ديگران بر اساس آموزه هاي هر پايه
11- حفظ و تكريم از منزلت معلم به عنوان يك الگو و راهنما
12- كسب اراده و اعتماد به نفس و بكارگيري آن در زندگي شخصي و خانوادگي و اجتماعي
13- توان رقابت علمي وآمادگي درجهت مسؤليت پذيري براساس تحصيل وعلاقه دريكي از رشتههاي دانشگاهي
4-هر اولياء يك مشتري دانا
هر پدر و مادري به عنوان اولياء دانش آموز 4 نقش بسيار اساسي را دارد .
1- اولياء دانش آموز صاحبان اصلي دانش آموزان مدارس ماهستند
2- اولياء دانش آموزان بيشترين وقت سرمايه خود را در اختيار دانش آموزان مدارس ما قرار مي دهند
3- اولياء دانش آموزان مشتريان دائمي ما هستند و ما بعد از آنها كار با دانش آموز شروع مي كنيم
4- اولياء دانش آموزان ادامه دهندگان و تكميل كنندگان كار ما در آينده هستند
با اين ديدگاه كه اولياء صاحبان اصلي ، مشتريان دائمي و ادامه دهندگان راه معلمان و شريكان آموزشي ما هستند بايد در مقابل اين درك دست اندركاران تعليم و تربيت از اولياء ، اولياء نيز هم جايگاه خود و هم اهميت فرايند و زمان و سن فرزندان خود را تشخيص داده و با نظارت مستمر و شركت فعالانه در برنامه ريزي سالانه راهبردي مدارس و اوقات فراغت مشاركت نمايند كه اهم انتظارات كلاس و مدرسه و معلم و مدير از اولياء را مي توان به شرح ذيل بيان نمود .
1- دانايي محوري اولياء در نظارت و مشاركت فرايند تعليم و تربيت فرزندان خود
2- ارتقاء مشاركت عملي در فرايند تعليم وتربيت به تناسب نياز مدرسه
3- شركت فعال و ارائه پيشنهادات به موقع و سازنده در تنظيم برنامه ريزي سالانه راهبردي مدارس و برنامه ريزي عملياتي بر اساس تقويم اجرايي
4- مشاركت در پركردن اوقات فراغت فرزندان
5- مشاركت مالي در تجهيز كلاس هاي درس
6- شركت فعال در جلسات انجمن اولياء و مربيان بصورت ماهيانه
7- ارتباط دائم و معني دار با معلم يا معلمان فرزند خود .
8- همكاري با آموزشگاه براي سرمايه گذاري در دانايي و جلوگيري از هزينه ناداني فرزندان خود
9- درك سرمايه فرزند خود يعني همان عمر خدادادي و همكاري در جهت استفاده درست از آن درطول زندگي وطول تحصيل
10- ايجاد انگيزه و تقويت روحيه كار و تلاش مستمر در بين عوامل انساني در مدرسه
راهكارهاي اجرايي مورد نظر
1- مشاركت در تنظيم برنامه ريزي سالانه مدرسه از طريق تكميل فرم ضميمه طرح مورد نظر .
2- شركت فعال در جلسات انجمن اولياء و مربيان در انتخابات مختلف درطول سال تحصيلي .
3- شركت و تشكيل انجمن اولياء و مربيان كلاس بر اساس بخشنامه هاي صادر شده درسنوات قبل .
4- همكاري با شوراي مركزي انجمن اولياء و مربيان هر دوره تحصيلي در اداره .
5- شركت فعال در همايش هاي عمومي انجمن اولياء و مربيان .
6- شركت در كلاس هاي آموزش خانواده .
7- همكاري و بررسي وضعيت تحصيلي و اخلاقي فرزند خود .
8- مساعدت هاي فكري و مالي به مدرسه .
9- پذيرش و باور به مدرسه به عنوان خانه دوم
10- ايجاد زمينه تكريم و احترام به معلم به عنوان عامل ايجاد رفتار ماندگار فرزندان خود .
4- هر مدير يك رهبر آموزشي
گفتم: ضروري ترين نياز امروز مدارس چيست ؟
گفت : تحول
گفتم : از كجا بايد آغاز كرد
گفت : از باورها
گفتم : چگونه
گفت : اين كه اگر بخواهيم مي توانيم امروزمان بهتر از ديروزمان باشد
مشكلاتي كه در وضعيت فعلي با آن روبرو هستيم و نمي توانيم به راحتي از آن عبور كنيم اين است كه در ساختار آموزش و پرورش در سطح كلاس تا سطوح جزئي آن يعني كلاس و مدرسه و اداره و سازمان و تشكيلات آن مديرتربيت نمي شود بلكه از ساير تخصص ها براي مديريت و رهبري استفاده مي شود كه گستردگي اين نقص در محيط هاي آموزشي است كه مديران آن بر اساس شرايطي غير استاندارد و بدون تطبيق نياز با رشته ها تأمين مي گردد . و در واقع تصور اين است كه مديريت مدارس اصلاً نيازي به تخصص ندارد و مي توان با تعهد زماني و امتيازات مورد نظر كار را انجام دهيم و به اهداف مورد نظر برسيم در اين شرايط علاوه بر اينكه مدير نمي تواند با تخصص هم مدرسه را هدايت و دانش آموزان را به كمال رساندمگر اينكه مدير به رهبر تبديل شود . رهبر آموزشي در آموزش و پرورش تعاريف ويژه اي دارد كه توجه به آن ما را به اهداف نزديكتر مي كند . در زمان و شرايط فعلي و به تناسب نيازهاي جديد جامعه مخصوصاً در بعد آموزش و پرورش و مدرسه از سه مرحله عبور كرده ايم كه يادآوري آن مهم و قابل توجه است . رئيس ، مدير ، مديريت كه در رهبري آموزشي در مدارس از نيازهاي اساسي است و اجراي آن راهكارهايي در رفع مشكلات موجود خواهد بود . رهبري آموزشي مورد نظر در اين طرح بر اساس نظريه جديد دانشمندان و در كتاب هاي دكتر علاقمندان براي واحدهاي آموزشي به شرح ذيل است .
رهبـري آمـوزشي
رهبري فراگرد اثرگذاري و نفوذ در رفتارزير دستان براي هدايت آنها در ايفاي وظايف سازماني است مدير براي ايفاي وظايف رهبري با زيردستان خود ارتباط برقرار مي كند ، به سرپرستي آنها مي پردازد ، انگيزه كار و فعاليت در آنها به وجود مي آورد به حل اختلاف آنها مي پردازند و به اقتضاء تغييرات و تحولاتي در شرايط نيرو و محيط كاري پديد مي آورد و تلاش مي كند تا نيازها و هدفهاي سازمان و اعضاء توأماً تحقق پيدا كنند و به عبارتي ديگر رهبر آموزشي عبارت است از ياري و مدد به بهبود كار آموزشي است و هر عملي كه بتواند امر آموزش و يادگيري را يك قدم پيش ببرد رهبري آموزش خوانده مي شود از اين رو نقش رهبر آموزشي عبارت است از حمايت ، تقويت ، ياري و مساعدت و سر انجام همكاري كردن نه دستور دادن ، رهبر آموزشي كسي است كه ديگران را از لحاظ افكار احساسات ، رفتار ، كردار ، تحت تأثير قرار دهد و در انجام دادن وظايف آموزش آنان را ياري كند .
شايستگي هاي يك رهبر آموزشي
براي رهبري اثر بخش بر رفتار زير دستان صاحب نظران رفتار سازماني به شايستگي هاي سه گانه تأكيد دارند .
1- تشخيص : توانا بودن مدير به فهم موقعيتي كه مي كوشد تحت تأثير قرار دهد . تشخيص يك توانايي شناختي است كه بر مبناي آن فهم موقعيت فعلي و پيش بيني موقعيت آينده ميسر مي شود . تفاوت ميان وضع موجود و وضع مطلوب مسأله مهمي است كه رهبر آموزشي به حل آن خواهد پرداخت حل اين مسئله را قابليت هاي ديگر رهبري تسهيل خواهند كرد .
2- سازگاري : توانا بودن مدير به انطباق رفتار خود و منابعي كه در اختيار دارد با شرايط و عوامل موجود در موقعيت است . بطوري كه موجب تغيير موقعيت موجود شده است و تحقق وضع مطلوب تسهيل نمايد انطباق يك توانايي رفتاري است .
3- ارتباط : توانا بودن مدير به برقراري ارتباط با ديگران به طوري كه آنها بتوانند به آساني منظور او را بفهمند و بپذيرند ارتباط برقرار كردن ، يك توانايي فراگردي يا عملياتي است در صورتي كه مدير به فهم موقعيت توانا بوده و قابليت سازگاري رفتاري داشته باشد ولي نتواند ارتباط مؤثري با زير محموعه بر قرار كند . كل فراگرد فعاليت و تلاش او تأثير دلخواهش را نخواهد داشت .
رهبر آموزشي مستلزم آن است كه مدير بتواند اولاً محيط كار خود را با تعريف و تفسير هدف ها تهيه و اجرا ي برنامه ها و راهنمايي مؤثر بر فعاليت هاي آموزشي به يك نظام همكاري فعال و پويا مبدل سازد ثانياً با ياري و مساعدت به افرادي كه در امر آموزش و يادگيري نقش دارند آنها را در نوآوري و انجام كار مؤثر تقويت مي كند در چنين شرايطي است كه موجبات شكوفايي استعدادها و قابليت ها فراهم مي شود . معلمان به كار اثر بخش برانگيخته مي شوند دانش آموزان به يادگيري تشويق مي شوند و والدين در جريان فعاليت هاي آموزشي مشاركت مي كنند و روي هم رفته محيط مؤثر و مساعد براي فعاليت آموزشي و تحقق هدف هاي آن به وجود مي آيد .
ويژگي هاي محيط مؤثر و مساعد حاصل تلاش رهبر آموزشي
1- هر فرد به خود و ديگران احترام مي گذارد :
خلاقيت اثر بخشي آموزشي نگامي افزايش مي يابد كه كاركنان در يك مدرسه از طريق معتثر شناختن خدمات افراد وجود انساني يكديگر را محترم بشمارند
2- به احساسات و رفاه فردي توجه كافي معطوف و مبذول مي شود :
كاركنان در چنين محيطي احساس آرامش امنيت خاطر كرده در نتيجه به احسات و عواطف دانش آموزان توجه مي كنند و بر پيشرفت كار آموزشي علاقمند مي شوند
3- هر عضو محيط آموزشي به محيط و گروه خود احساس تعلق و پيوستگي مي نمايد:
احساس انگيزه تعلق به گروه از انگيزه هاي نيرومند هر فرد انساني است اگر فردي احساس كند كه جايي در گروه دارد و اعضاي ديگر او را قبول دارند احتمال قوي مي رورد كه بتواند خدمات بر جسته اي به محيط كار خود ارائه دهد
4- افراد به همديگر اعتماد مي كنند :
در محيطي كه اعتماد وجود ندارد افراد به جاي انجام دادن كار مفيد به دفاع و محافظت از خويش پرداخته براي سبقت گيري از يكديگر به ظاهر سازي انجام كارهاي سطحي مي پردازند وجود اعتماد واطمينان متقابل در محيط كار موجب مي شود كه ارتباطات توأم با تفاهم برقراراست از اين طريق همكاري گروهي تقويت گردد .
5- افراد در تصميم گيري هاي آموزشي مشاركت كنند :
يكي از شاخص هاي رهبري مؤثر مشاركت دادن اعضاء گروه در تصميم گيري است مشاركت جويي و اظهار نظر به ويژه در ارتباط با هدف ها و شيوه انجام كار خود افراد فرصت رشد و پرورش حرفه اي و زمينه قبول مسئوليت و احساس تعهد را در آنها به وجود مي آورد .
6- اطلاعات مربوط به كار در اختيار همگان گذاشته شود :
هنگامي كه افراد در جريان مسايل و مشكلات قرار نگيرند و در ارتباط با كار خود اطلاعات كافي نداشته باشند مشاركت در حل مشكلات و تصميم گيري مؤثر امكان پذير نيست از اين رو در محيط آموزشي مؤثر و مساعد افراد از طريق تشكيل جلسات و گفت و شنود در معرض اطلاعات لازم و مرتبط با كار قرار مي گيرند و در صورت لزوم به حل مشكلات كمك مي نمايند .
7- پيشنهادها و نظرهاي اعضاء مورد توجه قرار مي گيرد .
در محيطي كه فقط نظرهاي مدير حاكم است و آراي ديگران نقشي در تصميم گيري و اداره امور ندارد جزء يكنواختي و ركود به بار نمي آيد بينش و دانش عميق تصميم گيري مؤثر خلاقيت و نوآوري ، هنگامي حاصل مي شود كه نظرات ديگران مورد توجه قرار گيرد .
انتظارات مهم از رهبر آموزشي در مدرسه
1- ايجاد انگيزه در كاركنان محيط آموزشي به منظور بالابردن اثر بخشي كار و عملكرد آنها
2- ايجاد شرايط كه كاركنان به قبول مسئوليت تشويق شوند و در قبال عواقب آن پاسخگو باشند بطوري كه نظارت و سرپرستي فعاليت هاي آنان از سوي مدير به حداقل كاهش مي يابد
3- ارزشيابي واقع بينانه و منصفانه از كار و فعاليت كاركنان با همكاري آنان به طوري كه كيفيت و كميت انجام كار انجام شده از طريق اعمال روش ها ي منظم ارزشيابي بر همگان معلوم گردد و خطاها و كاستيها با همكاري و اشتراك مساعي رفع شود .
4- برقراري ارتباطات مؤثر با والدين دانش آموزان و مشاركت دادن آنها در امور مدرسه
5- تشويق كاركنان به مطالعه و تحقيق و ارزشيابي در زمنيه هاي آموزشي نظير هدف ها روش ها و مواد وكتابهايدرسي
6- استفاده از توان رهبري دانش آموزان در اداره امور مدرسه
7- ايجاد شرايط مناسب كه به خلاقيت ، ابتكار و نوآوري ديگران ميدان دهد.
8- سازمان آموزشي هدف ، وظايف ، مقررات آن را بهتر از ديگران بشناسد و درك نمايد
9- روشهاي مديريت و رهبري را بشناسد و عمل كند
10- برامر آموزش و پرورش مسلط باشد و در زمينه سرپرستي ، راهنمايي امور آموزشي و پرورشي و تدريس تجربه و تحصيل بيشتري داشته باشد تا بتواند درباره عملكرد معلمان و كاركنان خود به درستي داوري كند
11- از توانائيها و مهارت ها و انگيزه هاي كاركنان محيط آموزشي مطلع باشد تا به موقع از آن عمل كند با ملاحظات فوق مي توان گفت كه رهبر آموزشي اولاً بايد اداره و برداشت درستي از جهت و هدف سازمان خود داشته باشد و از طريق ايجاد تعهد نسبت به اين هدف كاركنان خود را به فعاليت بر انگيزد . ثانياً توانايي داشته باشد كه بر رفتار آنان اثر گذاشته آنها را در رأس هدفهاي شخصي شان برحول هدفهاي سازماني يگانه سازد . رهبري در مديريت آموزشي يعني هدايت و راهنمايي كار و فعاليت در جهت هدف هاي نظام آموزش و پرورش صورت گيرد .
الزامات رهبري آموزشي مطابق فرهنگ هر جامعه و محيط كاري
1- با فرهنگ جامعه خود آشنايي كافي و مورد نياز داشته باشد
2- نظام آموزش و پرورش جامعه خود را به خوبي بشناسد و از پيشينه تاريخي و تحولات آن آگاه باشد
3- از فلسفه ارزش ها ، هدف ها و مأموريت و مقاصد كلي آموزش و پرورش مطلع باشد
4- اصول و فنون آموزش و پرورش را بداند
5- نسبت به كار خود نگرش علمي داشته باشد
6- با انديشه هاي مديريت و رهبري آشنا باشد واز رهنمودهاي آن در عمل و رفتار تبعيت كند
7- تشكيلات و اعضاء و عناصر سازمان خود را به خوبي بشناسد و بر اداره و كنترل و رهبري آن توانا باشد
8- بر وظايف و مسئوليت هاي چند بعدي آموزشي و پرورش ، فرهنگي و اجتماعي و اداري خود واقف باشد
9- مشكلات وسايل مدارس و نظام آموزشي را در ارتباط با شرايط و ويژگي هاي جامعه تجزيه و تحليل كند
10- در زمينه مديريت به اقتضاء نقش وظايف خود داراي مهارت هاي سه گانه فني و انساني و اداري باشند .
11- در زمينه علوم تربيتي و روان شناسي دانش و معلومات كافي داشته باشد و در موارد لازم كاركنان آموزشي خود را راهنمايي كنند .
12- برنامه آموزش روش ها و وسايل اجرايي آن را به خوبي بشناسد و در اجراي آن مهارت داشته باشد .
13- روابط متقابل خانواده ، مدرسه و جامعه را درك كند
14- مسايل و مشكلات رواني و رفتاري دانش آموزان را در پرتو معلومات علوم رفتاري تشخيص دهد و در حل آنها بكوشند .
15- به فنون اداري و مالي و تداركاتي آموزش و پرورش آشنا باشند .
16- قوانين و مقررات نظام آموزشي را بخوبي بداند و براي حل مشكلات جاري از آنها مدد بگيرند
17- در زمينه معلمي آموز ش و تجربه كافي داشته باشند .
علاوه بر اين راهبران آموزش به اقتضاي موقعيت بايد ملاحظات فرهنگي ، اخلاقي ، ديني و ايدئولوژيكي جامعه خود را نيز عملاً رعايت كنند .
4- هر مدرسه يك سازمان يادگيرنده
مفهوم سازمان يادگيرنده :
سازماني كه قابليت و توانايي مستمر براي تغيير و سازگاري در خود پديد آورد سازماني يادگيرنده است همانطوري كه يك فرد مي آموزد ، سازمانها هم مي آموزند . همه سازمانها مي آموزند و يادمي گيرند چه آكاهانه يادگيري را انتخاب كنند و چه انتخاب نكنند اين امر يعني آموختن براي بقا و پايداري آنها يك پيش نياز است با وجود اين بعضي سازمانها يادگيري را بهتر از سازمانهاي ديگر انجام مي دهند سازان يادگيرنده سازماني است كه كاركنان آن همواره مي آموزند كه چگونه به طور جمعي ياد بگيرند و دانايي و توانايي خود را به هم هديه كنند و از خارج از سازمان هديه بگيرند در اغلب سازمانها وقتي كه خطا و اشتباهي رخ دهد فرا گرد اصلاح مبتني بر تجارب گذشته است و موازين و خط مشي جاري سازمان در مقابل در سازمانهاي يادگيرنده به هنگام وقوع اشتباه و خطا اصلاحات بگونه اي مستلزم تغيير هدف ها ، خط مشي ها و برنامه هاي جاري سازمان است سازمان يادگيرنده مفروضات و هنجارهاي سنتي سازماني را زير سئوال مي برد و فرض هايي براي يافتن راه حلهاي متفاوت براي مشكلات و جهش هاي چشمگير براي پيشرفت و بهسازي سازماني فراهم مي سازد .
ويژگي هاي يك سازمان ياد گيرنده
1- فراديد ( چشم انداز ) مشتركي در آن وجود دارد كه همه اعضاء راجع به آن اتفاق نظر دراند و آن را قبول مي كنند اين چشم انداز روشن و با هدف و مورد احترام و قبول اعضاء است
2- كاركنان سازمان شيوه هاي كهنه تفكر و روش هاي عادي انجام امور را كه براي حل مشكلات يا انجام دادن فعاليت هاي سازماني به كار مي برند به دور مي افكنند و از روش هاي نو براي حل مشكل استفاده مي كنند
3- در سازمان يادگيرنده تفكر كردن ، خلاقيت ، نوآوري و تفكر اقتصادي حاكم است و هر عضو سازماني خود را موظف به اين فرايند براي پيشبرد سازمان مي داند
4- اعضاي سازمان تفكر سيستمي دارند و همه فاگردها ، فعاليت ها و كاركردهاي سازماني و تعامل هاي با محيط را بهعنوان بخشي از يك سيستم روابط متقابل تلقي مي كنند.
5- كاركنان سازمان فارغ از واهمه و ترس از انتقاد يا تنبيه باز و صريح ارتباطات افقي و عمودي بين خود برقرار مي كنند .
6- كاركنان فراتر از سود جويي شخصي . اميال شخصي و گرايش هاي شخصي و خانوادگي و محلي و گروهي در سطح متعالي براي دست يابي به فراديد و چشم انداز مورد نظر خود با همديگر كار مي كنند .
مدارس در آموزش و پرورش و سازمانهاي خدماتي متعهد به تدريس و يادگيري هستند هدف نهايي يك مدرسه يادگيري دانش آموزان و خروج آنها به عنوان محصول نهايي است در واقع موجوديت مدرسه مبتني بر چنين فعاليتي است مدارس بايد جاهايي باشند كه در آنها شركت كنندگان پيوسته مي توانند ظرفيت هاي خود را براي خلاقيت و نوآوري نتيجه گيري و موفقيت توسعه دهند . جاهايي كه الگوهاي نوين تفكر كردن تشويق مي شوند خواست هاي جمعي پديد مي آيند . اعضاء ياد مي گيرند كه با هم به يادگيري بپردازند قابليت هاي خود را براي نوآوري و مشكل گشايي آشكار سازند . سرانجام در يك تعريف تكميلي سازمان يادگيرنده سازماني است كه اعضاء آن هدفها و مقاصد مشتركي را پيگيري مي كنند با يك نوع تعهد جمعي و گروهي به طور منظم ارزش آن هدفها و مقاصد را ارزيابي مي كنند ، دائماً درحال مقايسه عملكرد خود با گذشته با سير مدارس و با منطقه و استان و كشور هستند .
در صورت لزوم به اقتضاء آن را اصلاح ، تعديل ، حذف مي كنند و بطور مداوم روش هاي اثر بخش تر و كارآمدتري را براي رسيدن به آن هدفها پديد مي آورند . براي اينكه مدارس به سازمانهاي يادگيرنده اثر بخش تبديل شوند آنها بايد از امر تدريس يادگيري وتوجه به محصول نهايي يعني دانش آموزان حمايت كنند و انطباقا و سازگاري سازماني را تقويت نمايند فرهنگ وجو سازماني باز همكاري زا و خود تظيم كننده داشته باشند ساخت و كار هايي نظير رهبري تحول زا ، ارتباط باز و مداوم ، تصميم گيري مشاركتي .به ايجاد تداوم يادگيري سازماني در مدارس و سازمان يادگيرنده كمك كنند سازمان يادگيرنده بايد نه فقط ظرفيت و استعداد پاسخگويي مؤثر به مشكلات روز بلكه توانايي پاسخگويي به مسايل نوظهور مربوط به اثر بخشي مدرسه را داشته باشند.
سازمان يادگيرنده مورد نظر در اين طرح سازماني است كه در آن هر كلاس يك مدرس و هر معلم يك مدير و هر دانش آموز يك محقق و پژوهشگر باشدو در آن هر اولياء يك مشتري دانا و هر مدير يك رهبر آموزشي و هر مدرسه يك سازمان يادگيرنده باشد .
هرمربي يك الگوي اخلاقي
درساختار نظام آموزش و پرورش درهر كشوري ودرمراحل مختلف وبعد از انقلاب وتغيير حكومتي متناسب با هداف آن نظام خواهد بود درايران نيز ساختار آموزش و پرورش قبل از انقلاب وبعد از انقلاب كاملاً متفاوت است وشايد تفاوت عيني وقابل درك آموزش و پرورش قبل از انقلاب وبعداز انقلاب علاوه برمحتوي كتب درسي واهداف دوره هاي تحصيلي درمعاونت پرورشي وزارت آموزش و پرورش خلاصه نمود معاونت پرورشي درنظام آموزش و پرورش كشور اسلامي ما نشانه دوهدف وامتياز اساسي است : 1-اسلامي بود آموزش و پرورش 2-اهداف دراز مدت درتعليم وتربيت فرزندان اين مرز وبوم كه فرداي اين جامعه را برعهده خواهند گرفت امتياز اساسي حوزه معاونت پرورشي درساختار آموزش و پرورش ومربيان پرورشي درمدارس توقعات جامعه واولياء را بالا برده وبا همان نگرش معنوي كه دراويل انقلاب درحوزه فعاليت پرورشي يعني قرآن ،سنت پيامبر وزندگي بزرگان دين وياران پيامبر ،امامان وصلحا وشهداء و...) امروز درنسلهاي آينده هم باقي خواهد ماند باايننگرش هم مسئوليت كليه كاركنان آموزش و پرورش وهم مربيان پرورشي براي تحقق چنيني توقعي كه از طريق اولياء نسبت به نظام آموزش و پرورش وجود دارد همانند گذشته يك توقع منطقي ومورد نياز محسوب مي شود .طرح مدرسه بي نقص با مصاديق هرمربي يك الگوي اخلاقي شامل كليه مربيان پرورشي وورزشي وبهداشتي درواحدهاي آموزشي مي شود.
انتظارات اساسي از مربيان پرورشي ،ورزشي وبهداشتي
1-ايجاد زمينه پذيرش مسايل ديني واعتقادي واخلاقي
2-تلاش درجهت تفسير وتجزيه وتحليل وضعيت جامعه وهدايت دانشآموزان
3-ايجاد انگيزه دربين دانشآموزان درخصوص ضرورت آگاهي از مسايل ديني ،سلامتي روحي ورواني
4-آگاه نمودن دانشآموزان به ارزش وقت درزندگي
5-ارتباط صميمي همراه با اعمال روشهاي تربيتي درجهت ارتقاء توان دانشآموزان دربعد اخلاقي وجسمي وروحي
6-آموزش دين واخلاق با عمل وتعهد نه با شعار وسخنراني
7-آگاه نمودن دانشآموزان درزمينه هويت ملي وديني ومذهبي
8-هدايت دانشآموزان درجهت بروز خلاقيت ونوآوري
9-راهنمايي دانشآموزان درمسير درست زندگي وكسب مهارت زندگي
10-ايجاد زمينه استفاده از كليه عوامل آموزشگاه درجهت تقويت وتحقق اهداف اعتقادي ،اخلاقي و...
راهكارهاي اجرايي مورد نظر
1-ارتباط صميمي با همه كاركنان آموزشي به منظور اطلاع دهي واطلاع گيري از وضعيت دانش آموزان وبررسي زمينههاي فعاليت پرورشي
2-ايجاد ارتباط با تمامي دانشآموزان وشناسايي استعداد آنان درفعاليتها (ورزشي ،فرهنگي ،هنري و...)
3-حضور فعال درجلسات شوراي مستمر ،شوراي مدرسه .
4-همكاري با مدير درنظم برنامه سالانه مديران ودرج امور تربيتي دربرنامه سالانه
5-آموزش دانش آموزان به كارهاي تيمي وگروهي وتشكيلاتي
6-بررسي راههاي تحول آفريني درارتقاء فعاليتهاي پرورشي وانتقال آن به مدرسه
7-ايجاد انگيزه رقابت سالم دردانشآموزان
8-تشكيل كلاس قرآني وبرگزاري مسابقات فرهنگي وهنري دربين دانشآموزان
9-هدايت وراهنمايي دانشآموزان وارتقاء مهارت زندگي آن شخصي ،خانوادگي واجتماعي
پروژه مدرسه بي نقض
در آموزش وپرورش ناحيه 2 شهرستان سنندج مهر 1386
|
رديف |
طرح عملياتي پروژه |
شرح وظايف مجريان طرح |
انتظارات از مجـــــــريان طرح در سطح كلاس ( دانش آموزان ) |
|
|
هردانش آموز يك پژوهشگر ومحقق
|
كارشناسان ارتقاء ، مديران مدارس |
|
|